اما ع.ش.ق
قسم به عشق که داستان دلم با عشق، حدیث شیشه و سنگ است


شعرهايی که نام شاعر ندارند، يادگاری روزهايی هستند که شعر می گفتم





درباره: ع.ش.ق
صفحه نخست
ليست تمام مطالب

آرشيو زمانی:

تیر ٩۳
شهریور ٩۱
اردیبهشت ٩٠
آبان ۸٩
مهر ۸٩
امرداد ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
مهر ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
آذر ۸۱
آبان ۸۱
مهر ۸۱
شهریور ۸۱


مطالب اخیر

  تأثیر نیت در چشمه بودن و چاه بودن
  غیبت امام عصر و پست مدرنیسم
  ترجمه ملمع سل المصانع رکبا تهیم فی الفلوات - سعدی
  ما مخاطب همه آیات قرآنیم
  فرازهایی از عهدنامه مالک اشتر
  اختلاف اصلاح طلبان و حاکمیت به زبان ساده
  تأملی در مورد شعیب ابن صالح و سید خراسانی
  حکم شرکت در مسابقات پیامکی تلویزیون
  لگد کردن پرچم اسرائیل
  شورای امنیت، شورای نگهبان جهان است






RSS


 تن-شيشه ای


باز هم نازك تر، باز هم نازك تر باش
باز هم زيبا تر، باز هم زيبا تر باش
عادت بكن كه مثل گل سرخ بشكفی
هنگام عشق به بوی اقاقی ها
عادت بكن كه تن ز نم نم باران نپوشانی
ای غنچه لطيف، ای خدای خوبی ها
يك بار هم چو من، دل نازك بپروران
تا مثل اشك بباری به بی وفايی ها
تن- شيشه ای! همه آه من توئی
تنها رها مكن دل من را به بی پناهی ها

* شعرهایی که نام شاعر ندارند، یادگار روزهایی هستند که شعر می گفتم. (علی.ش.ق)

تاریخ انتشار: ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ
٢۸ اسفند ۱۳۸۱
نظر شما ()

لینک دائم مطلب: http://einshinghaf.persianblog.ir/post/43/
دسته بندی:



 نزديک تر شده ...


امسال، عاشورا
دلها نازک تر بود
امسال، عاشورا
چشم ها زيباتر، قلبها گريان تر بود
امسال می گفتند، نزديک تر شده است
طوفان کربلا،
واز راه می رسد، آوای نينوا
بغضی نشسته است
در پشت گريه ها
آهی نهفته است
در کنج سينه ها
با چشم خود ببين
لبهای تشنه را
آقا جسارت است؛
جان عمو بيا...

* شعرهایی که نام شاعر ندارند، یادگار روزهایی هستند که شعر می گفتم. (علی.ش.ق)

تاریخ انتشار: ساعت ٦:۳٥ ‎ق.ظ
٢٢ اسفند ۱۳۸۱
نظر شما ()

لینک دائم مطلب: http://einshinghaf.persianblog.ir/post/42/
دسته بندی:



 روزهای بارانی


كاش می پريدم از امروز
به سوی روزهای بارانی
دلم عجيب هوای آن را كرد
كه در پياده روی خالی از عابر
به زير نم نم باران و عطر غبار
خيمه خويش را به پا دارم
و در كنار درش چشم خواب آلود را
به انتهای راه ناتمام تو بسپارم


* شعرهایی که نام شاعر ندارند، یادگار روزهایی هستند که شعر می گفتم. (علی.ش.ق)

تاریخ انتشار: ساعت ٦:٥٥ ‎ق.ظ
۱٥ اسفند ۱۳۸۱
نظر شما ()

لینک دائم مطلب: http://einshinghaf.persianblog.ir/post/41/
دسته بندی:



 می خوام پيشم بمونی


نبودنت يه رازه
خدا اينو می دونه
تا وقتی برنگشتی
بايد مخفی بمونه

دلم مال خودم بود
اگه نرفته بودی
ديگه حرفی نداشتم
اگه پيشم می موندی

اگه نرفته بودی
دنيا همش بهار بود
بدا پاييز می خواستند
چاره فقط سفر بود

اگه نرفته بودی
آدم بدا، خوب بودن
چه فايده داشت که خوبا
بدون نشون می موندن

اگه نرفته بودی
به جای شعر گفتن
کنار تو می شستيم
شنفتن و نگفتن

اگر نرفته بودی
عشق ديگه آخر نداشت
چشم به كجا می دوختيم؟
در ديگه معنا نداشت

ولی اگر بمونی
پر از تماشا می شم
جون خودم راست می گم
خودم غلامت می شم

كلی برات حرف دارم
گر چه خودت می دونی
اگر بـيای يه روزی
می خوام پيشم بمونی

حرف ديگه ندارم
دلم ديگه تموم شد
اگه ميشه زود بيا
باز دوباره خزون شد



* شعرهایی که نام شاعر ندارند، یادگار روزهایی هستند که شعر می گفتم. (علی.ش.ق)

تاریخ انتشار: ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ
۸ اسفند ۱۳۸۱
نظر شما ()

لینک دائم مطلب: http://einshinghaf.persianblog.ir/post/40/
دسته بندی:



 کاش که شاعر بودم


شاعران می فهمند
شاعران می گويند
گاهگاهی هم نه.
شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند
يادگار غم ايام بلند
يادگار ترك آينه ها
يادگار چشمه
شاعران سر كوه چه مقامی دارند....

- واي !
چه پيچيده سخن می گويی؛
باز چه فكری داری؟ -


قرن ما شاعر اگر داشت هوا بهتر بود
قرن ما شاعر اگر داشت چه می دانستی
گل چه پر معنا بود
مردم كوچه ما
شعر اگر می خواندند
كه نه تنها ديوار
كوچه هم زيبا بود!
جای قانون جهانی
عشق اگر حاكم بود
همه شاعر بودند....

ـ آری ای كاش كه مي فهميديم
تو چه با ذوق سخن می گويی!


قرن ما روح اگر داشت
لطافت می داشت
چه بی معنا بود ، سرخی تنگ غروب،
سرخی دلتنگی
قرن ما عشق اگر داشت
چه راحت می شد
سهم دل را به همه مي داديم
و چه زيبا می شد! پيش هم می مانديم
آری آری
قرن ما عشق اگر داشت،
لطافت می داشت ،
قرن ما روح اگر داشت
همه شاعر بودند....

- كاش كه شاعر بودم...

* شعرهایی که نام شاعر ندارند، یادگار روزهایی هستند که شعر می گفتم. (علی.ش.ق)

تاریخ انتشار: ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ
۳ اسفند ۱۳۸۱
نظر شما ()

لینک دائم مطلب: http://einshinghaf.persianblog.ir/post/39/
دسته بندی: