اما ع.ش.ق
قسم به عشق که داستان دلم با عشق، حدیث شیشه و سنگ است


شعرهايی که نام شاعر ندارند، يادگاری روزهايی هستند که شعر می گفتم





درباره: ع.ش.ق
صفحه نخست
ليست تمام مطالب

آرشيو زمانی:

تیر ٩۳
شهریور ٩۱
اردیبهشت ٩٠
آبان ۸٩
مهر ۸٩
امرداد ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
مهر ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
آذر ۸۱
آبان ۸۱
مهر ۸۱
شهریور ۸۱


مطالب اخیر

  تأثیر نیت در چشمه بودن و چاه بودن
  غیبت امام عصر و پست مدرنیسم
  ترجمه ملمع سل المصانع رکبا تهیم فی الفلوات - سعدی
  ما مخاطب همه آیات قرآنیم
  فرازهایی از عهدنامه مالک اشتر
  اختلاف اصلاح طلبان و حاکمیت به زبان ساده
  تأملی در مورد شعیب ابن صالح و سید خراسانی
  حکم شرکت در مسابقات پیامکی تلویزیون
  لگد کردن پرچم اسرائیل
  شورای امنیت، شورای نگهبان جهان است






RSS


 فرزند زمين

 

من سرخ پوست نيستم ولی انگار

دوست دارم در آن سوی جزيره ای که در آن،

پيرمردی تنها

جامانده از هزار سال ستيز قبايل بومی

سيگار می کشد،

در بين آن درختهای قشنگ و اقيانوس

گهواره ای ببندم و آرام تر شوم...

 

يا اينکه کاش

چندين و چند سال پيش از اين

در جنگ پرتغال و جنوب کشته می شدم

بعد از هزار سال خبر می دادند

آری فلان نفر فرار کرد ز جنگ

و پناهنده شد به چين،

رفته است بر فراز بلند ترين ديوار

از چشمه حيات

اکسير می خورد...

 

من فکر می کنم

اين مرزهای به جامانده ز خون ها و جنگ ها

از روی نقشه ها

يک روز می رود...

بايد دعا کنيم

هر جا که روی اوست

بوی وطن دهد

 

بايد دعا کنيم...


* شعرهایی که نام شاعر ندارند، یادگار روزهایی هستند که شعر می گفتم. (علی.ش.ق)

تاریخ انتشار: ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ
٢٩ خرداد ۱۳۸۳
نظر شما ()

لینک دائم مطلب: http://einshinghaf.persianblog.ir/post/96/
دسته بندی:



 غزل !

دلگفته های من به دلم دل نبسته اند

چشـم انتظار معـجزه من نشسته اند

می خواستم غزل بنويسم نشد...نشد

انگار واژه های دل من شکسـته اند


* شعرهایی که نام شاعر ندارند، یادگار روزهایی هستند که شعر می گفتم. (علی.ش.ق)

تاریخ انتشار: ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ
۱٢ خرداد ۱۳۸۳
نظر شما ()

لینک دائم مطلب: http://einshinghaf.persianblog.ir/post/95/
دسته بندی:



 يادگاری !

 از صدای سخن عشق نديدم خوشتر

يادگاری که در اين گنبد دوار بماند

----------------------------------

تا نود سال دگر

يا که شايد صد سال

همه مردم دنيا

از بزرگ و کوچک ٬ پيرمرد و نوزاد٬

پدران٬ مادرها٬ نوه ها٬ فرزندان٬

و همين همسايه

و فلانی

و فلانی

و فلان بن فلان....

 

چشمه خضر کجاست؟

                        يا به قول رفقای سهراب

                              خانه عشق کجاست؟

 


* شعرهایی که نام شاعر ندارند، یادگار روزهایی هستند که شعر می گفتم. (علی.ش.ق)

تاریخ انتشار: ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ
٢ خرداد ۱۳۸۳
نظر شما ()

لینک دائم مطلب: http://einshinghaf.persianblog.ir/post/94/
دسته بندی: