اما ع.ش.ق
قسم به عشق که داستان دلم با عشق، حدیث شیشه و سنگ است


شعرهايی که نام شاعر ندارند، يادگاری روزهايی هستند که شعر می گفتم





درباره: ع.ش.ق
صفحه نخست
ليست تمام مطالب

آرشيو زمانی:

تیر ٩۳
شهریور ٩۱
اردیبهشت ٩٠
آبان ۸٩
مهر ۸٩
امرداد ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
مهر ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
آذر ۸۱
آبان ۸۱
مهر ۸۱
شهریور ۸۱


مطالب اخیر

  تأثیر نیت در چشمه بودن و چاه بودن
  غیبت امام عصر و پست مدرنیسم
  ترجمه ملمع سل المصانع رکبا تهیم فی الفلوات - سعدی
  ما مخاطب همه آیات قرآنیم
  فرازهایی از عهدنامه مالک اشتر
  اختلاف اصلاح طلبان و حاکمیت به زبان ساده
  تأملی در مورد شعیب ابن صالح و سید خراسانی
  حکم شرکت در مسابقات پیامکی تلویزیون
  لگد کردن پرچم اسرائیل
  شورای امنیت، شورای نگهبان جهان است






RSS


 آیا نگرانی از قانون شکنی واقعیت دارد؟

قبل از انتخابات بنا بر فضای حاکم و نیازی که احساس می کردم، دو مطلب در مورد انتخابات نوشتم. در این دو هفته در طی انتخابات و بعد از آن اتفاقات بسیار پیچیده ای رخ داد که در پی تحلیل آنها نیستم و اصولا از پس تحلیل همه آنچه که اتفاق اقتاده است بر نمی آیم. آنچه که بنده را به نوشتن این مطلب واداشت، فشار رسانه ای صدا و سیما و سایر رسانه های حکومتی است که به صورت یک طرفه در حال ایراد اتهام قانون شکنی به مهندس موسوی و طرفداران او هستند و متاسفانه اجازه انتشار صدای احدی از مخالفان را از رسانه های عمومی نمی دهند. لذا تصمیم گرفتم در حد توان خود، اعتراضاتی را که اگر بازگو نشوند، در دلم تبدیل به بغض از نظام اسلامی خواهد شد، بازگو کنم تا چنین مشکلی برایم پیش نیاید و درعین حال در حد توان خود برای دوستان و مخالفانی که متوجه این مسائل نیستند، مباحثی را روشن کنم.

آنچه که از لحظه اعلام نتایج انتخابات رخ داد، آغاز وارد کردن اتهام قانون شکنی از چهار طرف ماجرا به یکدیگر و بعد از آن مسدود شدن رسانه ها و کشیده شدن یک طرفه قضیه به رسانه های حکومتی بود. با گذشت هفت روز از انتخابات، در نماز جمعه 29 خرداد نیز امید می رفت باب جدیدی در مسائل سیاسی کشور باز شود که متاسفانه هنوز هم مشکلی حل نشده است و بلکه به نظر من بر پیچیدگی مشکلات نیز افزوده شده است.

اینک آنچه را که بنده به عنوان قانون شکنی می فهمم می نویسم و بیش از آنکه مایل به مباحثه با مخالفان باشم، دوست دارم این نوشته برای کسانی که تحت فشار رسانه های حکومتی قرار گرفته اند، دید روشن تری به قضایای جاری پیدا کنند.

1- تمام اتهامی که از سوی رسانه ها و به بیان دیگر از سوی دستگاه های حکومت با عنوان قانون شکنی به مهندس موسوی وارد شده است، آن است که وی برای رسیدگی به شکایت خود، مسیر غیر قانونی را انتخاب کرده است. آنچه که بنده متوجه شدم مسیری که ایشان در این مدت پیش رو گرفته است، نوشتن نامه های شکایت به وزارت کشور و شورای نگهبان بوده است که عین قانون است و همان چیزی است که همه به آن تأکید دارند. از سوی دیگر راهپیمایی هایی که معترضان انجام می دادند، تا قبل از نماز جمعه 29 خرداد، توسط ستاد ایشان هدایت و برنامه ریزی می شد. در مورد این راهپیمایی ها موارد زیر قابل ذکر است:

- مطابق با اصل 27 قانون اساسی، راهپیمایی های صورت گرفته آزاد بوده است! در حالی که وزارت کشور و رسانه ها بارها مردم بی اطلاع از قانون اساسی را به دلیل نداشتن مجوز، قانون شکن معرفی کرده اند و این طور که به نظر می رسد تمام قانون شکنی ای که به موسوی نسبت داده می شود نیز متمرکز در همین یک مورد است.

- جدای از آشوب گرانی که به بانک ها و برخی اموال عمومی دیگر آسیب رساندند که هم حامیان میرحسین و هم کاندیداها از آنها برائت جسته اند و هم آقای خامنه ای به صورت واضح حساب آنها را از مردم جدا کرد، سایر تصاویری که صدا و سیما در مورد راهپیمایی ها و تظاهرات پخش می کند، متاسفانه تنها برای فریب مردم خانه نشین و فریب مردم شهرهای دیگر است. کسانی که این مقاله را می خوانند طبعا به اینترنت دسترسی دارند و از طریق سایت ها و وبلاگ های متعدد و برخی روزنامه هایی که خوشبختانه هنوز مجوز انتشار دارند، می دانند که راهیپمایی های آرام و ملیونی انجام شده در این مدت هیچ شباهتی به آنچه صدا و سیما نشان می دهد نداشته است. تصاویری که از آتش زدن لاستیک و سطل آشغال در خیابان ها به همراه پرتاب سنگ در تلویزیون مشاهده می کنید، مربوط به ساعات بعد از راهپیمایی هاست. دلیل آتش زدن ها حمله پلیس با گاز اشک آور به افرادی است که هنوز در خیابان ها هستند که اگر این کار را نکنند خفه و کور می شوند! کسانی که به این جمله پوزخند زدند کافی است یک بار در معرض گاز اشک آور یا اسپری فلفل که مثل نقل و نبات در دست بسیج است قرار بگیرند تا باور کنند که برای خفه نشدن و کور نشدن حتی حاضر به سوزاندن لباس خودشان هم خواهند بود! شک ندارم که آتش زدن مسجد لولاگر نیز که به عنوان توهین تظاهرات کنندگان به مقدسات بارها و بارها از تلویزیون پخش شدن نیز به دلیل پناه بردن تظاهرات کنندگان به مسجد و استفاده بسیج یا پلیس از گاز اشک آور برای تنبیه کردن آنان بوده است 1 . بدیهی است که اگر افراد آموزش ندیده لباس شخصی برای تسویه حساب ها و گره گشایی های شخصی به کمک پلیس فرستاده نمی شدند، چنین صحنه هایی را کمتر شاهد بودیم. (بگذریم از اینکه چه فیلم ها و عکس هایی از حرکات غیر قانونی و غیر انسانی پلیس هم در این مدت پخش شده است که با کمی جستجو، لینک همه آنها را برای کسانی که فقط صدا و سیما را تماشا کرده اند و تصور درستی از اغتشاش گر ندارند، قابل دسترسی خواهد بود)

- با فرض به درد نخور بودن و اشتباه بودن اصل 27 قانون اساسی(!) بزرگ ترین قانون شکنی که در تظاهرات رخ می داد، غیر از خود راهپیمایی ها، کشتن انسان ها(!)، ناقص کردن انسان ها(!) و ربودن و زندانی کردن و شکنجه کردن آنها به منظور جلوگیری ازراهپیمایی مجدد است. برداشتن روسری و کشیدن مو تا مرز شکستن گردن خانمی که جلوی چشم من فریاد می زد و به خود می پیچید، و هیچ غلطی نمی توانستم بکنم و هزاران مورد دیگری که من ندیدم و دیگران دیدند، بسیار بزرگ تر از خلاف راهپیمایی کردن (مطابق با اصل 27) است که از چشم کسانی که در صحنه نبودند برای همیشه به لطف حکومت خطاپوش مخفی خواهد ماند.

2- و اما آنچه که به عنوان اتهام بی قانونی به دستگاه های اجرایی وارد است را در موارد زیر خلاصه می کنم. امیدوارم برای کسانی که به خاطر هجمه یک جانبه صدا و سیما دلشان از قانون شکنی مهندس موسوی خون است، کمی تأمل برانگیز باشد:

بخش عظیمی از قانون شکنی مربوط به قبل از انتخابات است که عمده تکیه مهندس موسوی هم بر همان است و متاسفانه هیچ انعکاسی در رسانه های حکومتی ندارد و این طور که به نظر می رسد حتی رهبر نیز آنها را قانون شکنی نمی داند. چراکه رئیس جمهوری که در این سطح گسترده قانون شکنی کند و از همه بدتر اصل 37 قانون اساسی را جلوی چشم 50 ملیون ایرانی له و لورده کند، نمی تواند به عنوان فردی که در جلوی قرآن و به نام خدا به قانون اساسی قسم یاد کرده است و به زودی برای بار دوم هم قسم خواهد خورد، تا این حد به رهبر نزدیک باشد. آیا قسم خوردن رئیس جمهور به قانون اساسی (در حالی که همه مردم ایران باید به قانون اساسی پایبند باشند و نیازی به قسم خوردن ندارند) به این دلیل نیست که اگر رئیس جمهور سهوا یا عمدا دچار قانون شکنی بشود ( که شده است) باعث ایجاد فتنه و درگیری های طولانی مدت در میان احزاب و افراد جامعه خواهد شد (که شده است)؟ و آیا غیر از این است که قسم خوردن رئیس جمهور علاوه بر وظیفه قانونی او، حجتی شرعی بر گردن او می نهد که شکستن آن علاوه بر قانون شکنی، گناه کبیره بوده و مجازات اسلامی نیز دارد؟ چگونه است که چنین قانون شکنی و پیمان شکنی بزرگی مورد اعتراض واقع نمی شود و بلکه نظرات وی به نظرات رهبر نزدیک ترین است؟

برای مشاهده اصل 37 قانون اساسی (و یا مشاهده قانون اساسی برای نخستین بار!) اینجا کلیک کنید.
http://www.majlis.ir/majles/index.php?option=com_content&task=view&id=12&Itemid=88

(در برابر یک شبهه برای کسانی که می گویند مهندس موسوی که برای ثبت نام کاندیداتوری التزام به قانون اساسی را امضا کرده است و اکنون حق اعتراض (قانونی!) ندارد، سوال می کنم که رئیس جمهوری که برای کسب مقام ریاست جمهوری به قانون اساسی قسم یاد کرده است (اصل 121)، چطور با این حجم گسترده قانون شکنی، هنوز مورد تایید رهبر و دستگاه های اجرایی است؟)

برای مشاهده هشت مورد از تخلفات دولت در طی انتخابات که در نامه مهندس موسوی به شورای نگهبان بیان شده است، اینجا کلیک کنید (و پیش بینی کنید که در آینده چه واکنشی از دستگاه قضایی را در برابر این تخلفات شاهد خواهیم بود؟!):
http://alef.ir/1388/content/view/47693

نمونه های دیگری از قانون شکنی ها را به اختصار بیان می کنم و انتظار دارم که چه رهبر و چه افرادی که چارچوب قانون را برای رفع مشکلات فعلی مطرح کرده اند توضیح بدهند که از بابت این مسائل چقدر نگران شده اند و برای جبران آن چه کرده اند؟!
 
- اصل 32: "هیچکس  را نمی  توان  دستگیر کرد مگر به  حکم  و ترتیبی  که  قانون  معین  می  کند در صورت  بازداشت ، موضوع  اتهام  باید با ذکر دلایل  بلافاصله  کتبا به  متهم  ابلاغ  و تفهیم  شود و حداکثر ظرف  مدت  بیست  و چهار ساعت  پرونده  مقدماتی  به  مراجع صالحه  قضایی  ارسال  و مقدمات  محاکمه ، در اسرع  وقت  فراهم  گردد. متخلف  از این  اصل  طبق  قانون  مجازات  می  شود".

 بازداشت گسترده فعالان سیاسی و استادان دانشگاه ها و دانشجویان و حتی مردم عادی که به گواهی خانواده های آنان بدون تفهیم اتهام و بعضا به صورت ربودن و ناپدید شدن بوده است و بیست و چهار ساعت که سهل است، بیش از ده روز است که از آنان هیچ خبری در دسترس نیست مطابق کدام قانون است؟ به نظر شما آیا در نظر گرفتن زمان 24 ساعت به این دلیل نیست که مسئولان اجرایی نتوانند با شکنجه و تحت فشار گذاشتن و هرکار دیگری، متهمان را مجبور به اعتراف به چیزهای عجیب و غریب بکنند؟ (اصل 38).

اگر به عنوان مثال در روزهای آینده افرادی مثل رمضان زاده و تاج زاده و سعید حجاریان در جلوی دوربین اعتراف کنند که در حال برنامه ریزی برای براندازی بوده اند، آیا از افرادی که اصلا معلوم نیست از طرف کدام نهاد اجرایی بوده اند، سوال خواهد شد که این افراد در طی این روزها کجا بوده اند؟ نادان باشم اگر بعد از دوهقته (یا بیشتر) ناپدید شدن افراد، اعترافات آنان برایم ذره ای ارزش اخلاقی و حقوقی داشته باشد! چه برسد به اینکه اظهارات آنان بخواهد مبنای تصمیم گیری سران نظام برای آینده کشورم باشد....2

شیفتگان قانون در مورد این قانون شکنی خطرناک ده روزه هیچ نگرانی ندارند؟ یا اینکه به اعتقاد آنان، افراد بی نام و نشانی که با شکستن درب خانه ها برای جلب افراد وارد خانه های آنان می شوند و آنها را به مدت نامعلوم به مکان های نامعلوم از جمله زیرزمین وزارت کشور (!) می برند، همان اراذل و اوباشی هستند که با بردن نام رهبر، موجبات ناراحتی ایشان را فراهم کرده اند؟ آیا حکومت در این مدت برای نجات ربوده شدگان از دست این انسان های ناشناس خطرناک فکری کرده است؟

اصل 39: "هتک  حرمت  و حیثیت  کسی  که  به  حکم  قانون  دستگیر، بازداشت ، زندانی  یا تبعید شده ، به  هر صورت  که  باشد ممنوع  و موجب  مجازات  است ." در این مورد فقط کافی است که اظهارات دانشجویانی که از وضعیت زیرزمین وزارت کشور گزارش داده اند را مطالعه نمایید و بفرمایید که مسئولانی که نگران قانون شکنی هستند، در این مورد چه عکس العملی نشان داده اند؟ (برای مشاهده ترس دستگاه های اجرایی کشور از اتفاق وحشتناکی که در زیرزمین وزارت کشور مرتکب آن شده اند، عبارت زیر زمین وزارت کشور را سرچ کنید و ملاحظه کنید وب سایت هایی که آن را نقل کرده اند چه شده اند!) 3
 http://moniroravanipor.com/index.php?option=com_content&task=view&id=322&Itemid=48

- اصل 145: "هیچ  فرد خارجی  به  عضویت  در ارتش  و نیروهای  انتظامی  کشور پذیرفته  نمی  شود" اما آنچه که ملیون ها راهپیمایی کننده در میدان انقلاب شاهد آن بودند، حضور نظامیانی از کشور لبنان بود که احتمالا برای انجام عمل های ضد انسانی که از عهده هم وطنان بر نمی آید استخدام شده بودند. تفصیل این ماجرا بماند...

- گذشته از قانون شکنی ها، شکستن سیره ائمه از سوی حاکمان مبحث دیگری است که برای سرنخ دادن این موضوع شما را ارجاع می دهم به نامه سرگشاده عبدالعلی بازرگان به آقای خامنه ای. در این نامه به خوبی تشریح شده است که حضرت علی (ع) در مواردی که مردم به حکومت بدبین می شدند چه می کردند و اینکه مکانیزم انتقاد از رهبر در حکومت حضرت علی (ع) چگونه بوده است و اینکه با مخالفین حکومت طبق دستور حضرت علی (ع) چگونه باید رفتار کرد... (و بازهم سرچ کنید، بر سرسایت هایی که نامه سرگشاده عبدالعلی بازرگان به رهبر را نقل کرده اند چه آمده است...)
http://www.mizankhabar.com/index.php?option=com_content&view=article&id=388:1388-04-02-05-24-37&catid=12:2009-05-22-06-56-16

- مورد دیگری را نیز که خارج از موضوع قانون شکنی لازم می بینم بیان کنم، توسری زدن به معترضان به کمک محکوم کردن کشورهای خارجی است! بدیهی است که دشمنان اسلام و ایران از رخ دادن هرگونه اشتباه و فساد در حکومت خوشحال می شوند و جشن می گیرند. اگر قرار باشد که خوشحالی آنان دستمایه خفه کردن مردم باشد، باید پذیرفت که هیچ صدایی از داخل کشور تحت هیچ شرایطی نباید هیچ ایراد و اعتراضی به قانون شکنی ها و اختلالات حکومت بکند، چراکه هم زمان دشمنان نیز روی آن تمرکز کرده اند. مسئولان سیاسی ما باید فرق این را بفهمند که دست و پا زدن ما به خاطر نگرانی از دست رفتن چیزهایی است که عزیزشان می داریم، ولی دست و پا زدن دشمنان، برای از بین بردن چیزهایی است که کینه آن را دارند. متاسفانه اصلا نمی توانم تخمین بزنم که مسئولان کشور چقدر توانایی درک این تفاوت آشکار را دارند. به خصوص وقتی که آقای کامران دانشجو برای شفاف سازی اهداف اغتشاش گران، از ملت ایران سوال می کند که چرا مسئولان بی بی سی اعتقادی به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه ندارند(!)، مطمئن می شوم که آنها حقیقتا مردم ایران و دشمنان ایران را یک هویت واحد فرض کرده اند و تفاوت آنها را نمی فهمند.

- حرف آخر: خداوند می فرماید "فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه"

در حالی که رهبر حکومت، چه در نماز جمعه و چه در دیدار بعدی ایشان با نمایندگان مجلس و چه نمایندگان و افرادی که در این مدت در تلویزیون ظاهر شده اند بر طبق همین آیه شریفه، تأکید بر شنیدن سخنان مخالفان و حل مشکل توسط نخبگان سیاسی مملکت داشتند، به نظر می رسد که صدا و سیما و به عبارت دیگر رسانه های حکومتی هیچ تصمیمی برای عملی شدن این نظر ندارد. خنده دار ترین اتفاقی که برای خواندن فاتحه روراستی مسئولان با مردم کافی است، حضور یک دقیقه ای نماینده مجلس، علیرضا محجوب، در شبکه خبر بود که به محض شروع به سخنرانی با انتقاد به یک سویه بودن عملکرد صدا و سیما، با دستپاچگی مجری برنامه از استودیو اخراج شد و برنامه با پخش گل و بلبل قطع شد و دیگر ادامه پیدا نکرد! این تنها صدایی بود که در این مدت از مخالفان شنیدیم. (اضافه کنید این موضوع را که وب سایت هفتاد نفر از نمایندگان ملت - پارلمان نیوز - فیلتر شده و هنوز هم باز نشده است!)

 این را به این منظور در پایان سخن گفتم تا عرض کنم تمام حرف ها و استدلال ها و توضیحات طرفداران عملکرد حکومت، تا زمانی که صدای اصلاح طلبان از صدا و سیما به مردم نرسد، ذره ای تأثیر بر حل واقعی مشکلات ندارد و تنها زمانی ارزش حرف ها مشخص خواهد شد که در قیاس با استدلال های مخالفان شنیده شود. خفقان رسانه ای و خفه کردن صدای مخالفان هرچند که در کوتاه مدت باعث تحمیق و سکوت مردم می شود، اما به نظر من اعتراضات را به لایه های زیرین جامعه خواهد برد که به جای آسیب زدن به بدنه (که قابل جلوگیری و جبران است) باعث پوسیدن پایه های حکومت خواهد شد (که قابل جبران نیست). به نظر من یک سویه شدن رسانه های حکومتی بیش از آنکه نشان دهنده نگرانی آنها برای کنترل اوضاع باشد، نشان دهنده ترس آنان از افشای حقیقت های زشت پشت پرده است و اگر این طور نیست، مدیران صدا و سیما که منصوب مستقیم رهبر هستند، باید دلیل اجرای سیاست هایی در خلاف جهت نظرات رهبر و سایر دلسوزان را به مردم توضیح بدهند.

پیوست های مفید:
1- متن سخنرانی محسن کدیور که از دید متفاوتی بحث تعارض قانون با ولایت فقیه را در شرایط به وجود آمده توضیح داده است (توجه: تمام بخش های این سخنرانی لزوما مطابق با عقاید شخصی بنده نیست)
http://news.gooya.com/politics/archives/2009/06/090170.php

2- توضیحات محسن آرمین به آقای یزدی در مورد ولایت فقیه و مشروعیت نظام اسلامی:
http://parlemannews.ir/index.aspx?n=2170

پی نوشت:
1- چند روز بعد از نوشتن این مقاله انتشار فیلمی از مسجد لولاگر نشان داد که علت حمله مردم به مسجد، تیراندازی مستقیم نیروی انتظامی از بالای مسجد به مردم بوده است. (نیروی انتظامی اعلام کرده است اینها لباس مبدل نیروی انتظامی پوشیده بودند، که در این صورت باید احسنت گفت به غیرت مردمی که در غیاب نیروی انتظامی، در مقابل این محاربان لباس مبدل پوشیده، دست به کار شدند و نگذاشتند افراد بیشتری را به خاک و خون کشیده شوند)

2- در نماز جمعه 12 تیر، آقای جنتی رسما اعلام کرد که از این افراد دارد اعترافات گرفته می شود...

3- (افزوده شده در تاریخ 7 مرداد 88)- اظهار نگرانی عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در مورد زیر زمین وزارت کشور،‌برای دوستانی که قضیه این شکنجه گاه را دروغ محض برشمردند...(هرچند که با گذشت زمان از نوشتن این متن،‌ مطمئنا برای کمتر کسی در مورد شکنجه و کشتار زندانیان شبهه ای باقی مانده است...)
http://www.parlemannews.ir/index.aspx?n=2255

و  اظهار نگرانی نماینده دیگر مجلس در مورد شکنجه زندانیان در کهریزک:
http://www.parlemannews.ir/index.aspx?n=2242

.... و قابل توجه دوستانی که وجود چنین شرایطی را باور نداشتند که با فشارهای اجتماعی و نوشتن چنین مقالاتی، منجر به دستور مستقیم رهبر را برای بستن این بازداشتگاه شده است.


* شعرهایی که نام شاعر ندارند، یادگار روزهایی هستند که شعر می گفتم. (علی.ش.ق)

تاریخ انتشار: ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ
٤ تیر ۱۳۸۸
نظر شما ()

لینک دائم مطلب: http://einshinghaf.persianblog.ir/post/186/
دسته بندی: سیاسی ،انتخابات