اما ع.ش.ق
قسم به عشق که داستان دلم با عشق، حدیث شیشه و سنگ است


شعرهايی که نام شاعر ندارند، يادگاری روزهايی هستند که شعر می گفتم





درباره: ع.ش.ق
صفحه نخست
ليست تمام مطالب

آرشيو زمانی:

تیر ٩۳
شهریور ٩۱
اردیبهشت ٩٠
آبان ۸٩
مهر ۸٩
امرداد ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
مهر ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
آذر ۸۱
آبان ۸۱
مهر ۸۱
شهریور ۸۱


مطالب اخیر

  تأثیر نیت در چشمه بودن و چاه بودن
  غیبت امام عصر و پست مدرنیسم
  ترجمه ملمع سل المصانع رکبا تهیم فی الفلوات - سعدی
  ما مخاطب همه آیات قرآنیم
  فرازهایی از عهدنامه مالک اشتر
  اختلاف اصلاح طلبان و حاکمیت به زبان ساده
  تأملی در مورد شعیب ابن صالح و سید خراسانی
  حکم شرکت در مسابقات پیامکی تلویزیون
  لگد کردن پرچم اسرائیل
  شورای امنیت، شورای نگهبان جهان است






RSS


 میزگردهای نمایشی، مرحله جدید نمایش مظلومیت

پس از دادگاه های نمایشی که برای بازداشت شدگان پس از انتخابات برگزار شد و پس از آزادی عده ای از آنان نیز مشخص شد که دو نوع دادگاه که یکی در حد پنج دقیقه و به صورت رسمی برگزار و دیگری به مدت طولانی به صورت نمایشی و در مقابل دوربین ها برگزار شده است، اینک نوبت به میزگردهای تخصصی رسیده است که در آن سران اصلاح طلبان در مقابل دوربین ظاهر شده و حرف هایی را که بر خلاف حرف های چند ده ساله آنان بوده به مردم می گویند و به کمک مجری اصرار دارند ثابت کنند که در مدت بازداشت به این حقایق دست یافته اند. من از آنجا که نه قبلا و نه در حال حاضر با نظریات این آقایان آشنایی درستی ندارم، در پی قضاوت در مورد درست یا غلط بودن حرف های آنان نیستم. اما با مشاهده این نوع اعترافات سوالات و جواب هایی با خودم داشتم و اینک بیش از آنکه بخواهم گفتگوهایی که با خودم داشتم و جواب هایی که به خودم دادم را مطرح کنم، سوالاتی را که برایم مطرح شده بازگو می کنم و دوست دارم بدانم افراد دیگری که شاهد این نوع میزگرد بوده اند چه جواب هایی به این سوالات می دهند و اینکه آیا اصولا چنین سوالاتی در ذهنشان نقش بسته است یا نه؟

1- فرض کنید که به جای این افراد، شما چند دهه به طور عادی در فضای رسانه ای و فضای سیاسی جامعه فعال بوده اید و از لحاظ روحی در انتخابات اخیر آماده شده بودید که به زودی نتیجه تئوری پردازی های سیاسی خود را در قالب برگزیده شدن فردی خاص در ریاست جمهوری ببینید. اما به طور ناگهانی از فردای انتخابات دستگیر شده و به مدت طولانی بی خبر از جامعه و حتی خانواده خود به بازداشتگاه برده می شوید؛ در حالی که کسانی که از زندان ها آزاد شده اند از وضعیت ناگوار و تنش های غیر منتظره و غیر قابل باور زندان صحبت می کنند، آیا باور می کنید که این افراد با چنین شرایطی در این مدت کوتاه، آنچنان به آرامشی روحی دست یافته اند که توانسته اند مانند مولوی و عرفا و... دچار تحولی روحی شوند که ناگهان به طور کامل تمام نظریات گذشته خود را انکار کنند و این را مدیون شرایط آرامش بخش زندان بدانند؟ فراموش نکنید که اولین نوع از این نمایش تلویزیونی حدود 50 روز بعد از دستگیری ها پخش شد که آقایان ابطحی و عطریانفر در آن برنامه نیز به همین نوع کشف حقایق اشاره کردند. (اضافه کنید به این شرایط آرامش بخش، دندان های شکسته سعید شریعتی و کاهش غیر عادی وزن آقای ابطحی و سایر اخبار آرامش بخشی که از درون زندان ها و از زبان آزاد شدگان روایت شده است)

2- در برنامه قبلی، آقای ابطحی اشاره کرد که در گفتگو با بازجویان خود که انسان های بسیار فرهیخته ای هستند به این نتایج جدید رسیده اند. به نظر شما این انسان های فرهیخته چه کسانی هستند که هیچ کسی نباید آنان را بشناسد و آیا تا کنون این افراد نظریات خود را در روزنامه ها و کتاب ها و دروس دانشگاه ارائه کرده اند تا به نقد گذاشته شود؟ و آیا آقایان حجاریان و عطریانفر و شریعتی که به اصطلاح نظریه پردازان طیف مخالف آنان بوده اند، تا قبل از این از وجود چنین نظریاتی خبر نداشتند و این افراد را در دانشگاه یا محافل سیاسی ندیده بودند؟ و اینکه اگر این حرف ها منطقی و مستدل است، اصولا چرا به جای حجاریان و عطریانفر، همان بازجوها که سالها روی این نظریات کار کرده اند نمی آیند و با زبانی مسلما قوی تر و شیوا تر، این نظریات را به مردم منتقل کنند؟

3- جمع بندی میزگرد سه نفره این بود که بخشی از علوم انسانی ما به طور مستقیم وارداتی ازعلوم غربی است و اساتید خودباخته دانشگاه ها، به محض فراگرفتن آنها به کشور بازگشته و آنها را تدریس می کنند. سوال من این است که آیا برای رفع این مشکل، باید راه انتقال آخرین علوم و دستاوردهای دنیا را به ایران بست یا اینکه متفکران دینی ما در حوزه های علمیه و سیاست گذاران کلان کشور از جمله رهبر کشور، باید شرایطی را فراهم کنند که علوم وارداتی به زبان سنت و دین ما ترجمه شود؟ آیا از اساتیدی که عمر خود را صرف کسب اطلاع از آخرین نظریات جامعه شناسی غرب کرده اند انتظار می رود که متخخص دین هم باشند که آنها را خودباخته می خوانیم یا مشکل اصلی بر خلاف آنچه که عطریانفر مشکل مشترک دانشگاه و حوزه دانست، متوجه ضعف حوزه های علمیه و ضعف برنامه ریزی استراتژیک کشور برای حفظ فرهنگ و دین و تمدن اسلامی و ایرانی است؟ و در نهایت اینکه آیا اساتیدی که خبر علوم جدید غرب را به دانشگاه ها می آورند و عمر خود را در دانشگاه ها صرف می کنند، همان کسانی هستند که جامعه را با این نظریات اداره می کنند و آیا آن اساتید کم کاری کرده اند یا گردانندگان جامعه که از این اساتید پیشتاز عقب مانده اند و نتوانستند علوم روز را برای بهبود جامعه با زبان سنت ایران ترجمه و اجرا کنند؟

4- به نظر شما آیا هزاران استاد و دانشجو که پس از انقلاب مدت سی سال است علوم غربی را تعلیم و تعلم می کنند، حتی یک بار هم در یک کلاس درس به این موضوع فکر نکرده اند که آیا این علوم برای جامعه ما مفید است یا خیر؟ یا اینکه ایشان منافعی را در این نظریات یافته اند که در قالب تدریس و بحث آنها را مورد بررسی قرار می دهند و لازم است این منافع نیز مورد بحث و بررسی قرار بگیرد؟

5- به نظر می رسد که هدف از بیان این مطالب از زبان نظریه پردازان اصلاح طلب، همراه کردن طیف اصلاح طلبان جامعه با این حرف های جدید است. اما بینندگان این میزگردها، آن هم پس از حوادث اخیر ایران که نشان دهنده اختلافات و مشکلات چندین ساله در لایه های زیرین جامعه بود، آیا از خود سوال نمی کنند که علوم غربی که حاصل آن در نحوه مدیریت کشورهای غربی دیده می شود، جامعه کم اختلاف تر و عدالت اجتماعی بهتری را به ارمغان می آورد و ای کاش که حتی تلاش های دست و پا شکسته ای هم برای ایرانیزه کردن این علوم انجام نمی شد؟ اگر حجاریان و عطریانفر و ابطحی معرف گروهی از جامعه هستند که به دنبال علوم غربی بوده اند و اینک از دست و باتوم و زندان سنتی های ایران این مصائب را چشیده اند، آیا انتظار می رود که آنچه را که بازجویان فرهیخته به عنوان سنت ایرانی به این آقایان یاد داده اند، راه نجات خود بدانند؟

6- اینگونه به نظر می رسد که این چند نفر به عنوان تئوری پردازان اصلاح طلب در زندان هستند. سوال اینجاست که این آقایان که در اندازه قدرت خود تلاش برای آشنایی مردم با علوم جدید غرب کرده اند مقصر وضع فعلی علوم انسانی هستند یا کسانی که با داشتن قدرت های اجرایی و تصمیم گیری های بسیار بزرگ تر کم کاری کرده اند و نتوانسته اند با این مشکلات مقابله کنند؟ و در جایی که ضعف عملکرد و ضعف استراتژی های کلی نظام برای مسئولان طراحی استراتژی نظام جزای حقوقی ندارد، آیا بیان اینکه فلاسفه غرب چه نظریات جدیدی دارند، جزای زندان و شکستن دندان دارد؟

7- دست نوشته های سعید حجاریان که با دست خط ناخوانای خود او بود و هم سعید شریعتی و هم مجری برنامه در خواندن آنها دچار اشکال شدند، آیا نمی شد به دستخط خود آنها بازنویسی یا تایپ شده باشد و یا اینکه قبل از اجرای برنامه مطالعه نشده بودند که دچار مشکلات شوند؟ برگزار کنندگان این میزگردها چرا اینقدر اصرار دارند صداقت تمام مراحل برگزاری را به مغز مردم فرو کنند؟

8- به نظر شما ترور کننده ی آقای حجاریان که خدای ناکرده برچسب های زشتی همچون اغتشاش گر و حامل سلاح و تروریست به او نمی چسبد، از اینکه در خانه بنشیند و سعید حجاریان را به عنوان سردسته اغتشاش گران در زندان یا در حال اعتراف و با زبان قاصر از دفاع ببیند چقدر خوشحال است؟ آیا انتظار می رود مردمی که این صحنه گردانی را می بینند به برحق بودن این مراسم مهر تایید بزنند و گفت و شنود های این برنامه ها را سرمشق زندگی خود قرار دهند؟

9- شما را ارجاع می دهم به نوشته دیگری که در آن اشاره کرده بودم که عقلا و فقهای ایران، زمانی که قانون اساسی را طراحی می کردند، در اصل 32 قانون اساسی به این نتیجه رسیدند که بازداشت افراد بیش از یک روز باعث خطراتی از جمله اعترافات و نظریات تحت فشار می شود و از این رو بازداشت افراد بیش از یک روز را خلاف قانون و مرتکبین آن را مستحق مجازات دانسته اند. اینک بعد از 80 روز بازداشت چگونه صحنه گردانان این برنامه انتظار دارند که گفته های این افراد حجت و راهگشای سوالات مردم باشد؟ پس ما قانون اساسی را به چه منظور مبنای رفتارهای اجتماعی خود قرار داده ایم و اگر نقض قانون اساسی ولو در رسانه ای با ملیون ها مخاطب در مقطعی خاص مفید به نظر می رسد و مرتکبان این برنامه ها نه تنها مستحق مجازات نیستند بلکه چشم انتظار تایید و تکبیر مردم هستند، چرا اصولا مبنای روابط اجتماعی خود را به جای قانون اساسی بر مبنای مصلحت اندیشی قرار نمی دهیم؟

10- در حالی که صحنه گردانان این برنامه ها تلاش می کنند ثابت کنند که عقاید این افراد واقعا در این مدت کوتاه 180 درجه تغییر کرده است، هیچ فکر کرده اند که با جا انداختن این موضوع در اذهان مردم، ناخواسته در ذهن آنان این موضوع را نیز جا می اندازند که عقاید این افراد ممکن است در آینده ای کوتاه، 180 درجه دیگر نیز بچرخد و اگر اصولا بپذیریم که چرخش های 180 درجه ای در مدتی کوتاه امکان پذیر است، چرا باید قبول کنیم که آقای عطریانفر بگوید پس از خروج از زندان عقایدش دیگر تغییر نخواهد کرد؟

11-  در نهایت اگر برای تمام سوالات فوق جواب های قانع کننده ای یافتید و قصد دارید که با بیان آنها کمی هم بنده را در باور خود شریک کنید، به این سوال هم فکر کنید که اگر به عنوان مثال افرادی همچون مصباح و شریعتمداری و سعید حدادیان و سعید عسگر هشتاد روز در زندان هایی با مدیریت اصلاح طلبان باشند و در این مدت از این زندان ها بعضا جسد هم بیرون بیاید و بعد از هشتاد روز در یک میزگرد در کنار گل شمعدان و لبخند بر لب (البته با دندان شکسته) بگویند که با آرامش مطلقی که در این مدت به آن دست یافته اند، کشف کرده اند که اصولا بهترین راه مدیریت جامعه، دموکراسی و لیبرالیسم مطلق است و برای این گفته خود دلایل متعددی هم بیاورند و بعد از آن نیز مجددا به سلول های خود برگردند، انتظار دارید که این نوع میزگرد چقدر بر باروهای شما و افکار عمومی مردم تأثیرگذار باشد؟


* شعرهایی که نام شاعر ندارند، یادگار روزهایی هستند که شعر می گفتم. (علی.ش.ق)

تاریخ انتشار: ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ
۱ مهر ۱۳۸۸
نظر شما ()

لینک دائم مطلب: http://einshinghaf.persianblog.ir/post/188/
دسته بندی: سیاسی ،انتخابات