اما ع.ش.ق
قسم به عشق که داستان دلم با عشق، حدیث شیشه و سنگ است


شعرهايی که نام شاعر ندارند، يادگاری روزهايی هستند که شعر می گفتم





درباره: ع.ش.ق
صفحه نخست
ليست تمام مطالب

آرشيو زمانی:

تیر ٩۳
شهریور ٩۱
اردیبهشت ٩٠
آبان ۸٩
مهر ۸٩
امرداد ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
مهر ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
آذر ۸۱
آبان ۸۱
مهر ۸۱
شهریور ۸۱


مطالب اخیر

  تأثیر نیت در چشمه بودن و چاه بودن
  غیبت امام عصر و پست مدرنیسم
  ترجمه ملمع سل المصانع رکبا تهیم فی الفلوات - سعدی
  ما مخاطب همه آیات قرآنیم
  فرازهایی از عهدنامه مالک اشتر
  اختلاف اصلاح طلبان و حاکمیت به زبان ساده
  تأملی در مورد شعیب ابن صالح و سید خراسانی
  حکم شرکت در مسابقات پیامکی تلویزیون
  لگد کردن پرچم اسرائیل
  شورای امنیت، شورای نگهبان جهان است






RSS


 خلیج خدا به جای خلیج فارس

مقدمه:
با توجه به انتقادات ارزشمند برخی از دوستان بعد از انتشار این مطلب لازم دیدم که در صدر این مطلب توضیح بدهم که سوال و جواب های مطرح شده در این متن، باید کاملا در یک فضای تئوری مورد بررسی قرار بگیرد و نگاه عملکردی و کارکردگرایانه به آن باعث سوء برداشت می شود. به عنوان مثال پیشنهاد می کنم هرجا که احساس کردید که نویسنده این مطلب انسانی بی خیال یا بی عاطفه است، نام کشور ایران را با یک کشور فرضی (مثلا ناریا) عوض کنید و آن جمله را دوباره در یک فضای تئوری فارغ از نام ایران بخوانید.

قبلا در قالب یک شعر {پی نوشت 1}  گفته بودم که اعتقادی به مرز کشورها و اسم کشورها ندارم. کشورهایی که امروز روی کره زمین نامگذاری شده اند، نتیجه جنگ ها و خونریزی هایی هستند که در طول تاریخ صورت گرفته است. مثلا مرز شمالی ایران نتیجه زیاده خواهی روس ها و بی عرضگی ایکس علیشاه ها و مرزهای شرقی ایران نتیجه آدم کشی و کشورگشایی و میزان زور بازوی سربازان نادرشاه هستند و از طرف دیگر بخش هایی از کره زمین که امروز سوریه یا پاکستان یا عراق نامیده می شوند، روزگاری جزو ایران بوده اند و الآن نیستند.

ما اینقدر موضوع این مرزها را جدی گرفته ایم که مثلا اگر خدای نکرده در سرخس انفجاری رخ بدهد و یک نفر کشته شود، بسیار ناراحت میشویم و حتی به فکر آخرت و قیامت هم می افتیم ولی اگر چند کیلومتر آن طرف تر در ترکمنستان انفجار یا زلزله ای رخ بدهد و 5000 نفر بمیرند، در حد یک خبر از آن می گذریم. آدم های این طرف مرز را هموطن می دانیم و وظیفه الهی و انسانی میدانیم که به آنها خدمت کنیم، ولی آدم های آن طرف مرز را چون حضرت فلانشاه نتوانسته سرزمینشان را اشغال کند، افغانی های غریبه می دانیم و هیچ احساس وظیفه ای در مورد آنها نداریم، ولو آنکه مسلمان و شیعه اثنی عشری هم باشند! و برعکس اگر اشرف افغان مثلا استان خراسان را به یغما برده بود، الان لابد هیچ احساس خاصی به هم وطنان عزیزتر از جان خراسانی نداشتیم و ای بسا به آنها به چشم کارگر افغانی نگاه می کردیم!


 (توضیح تصویر: ایران چند سال پیش به این شکل بوده است و ما الان نه تنها هیچ احساس تعصبی نسبت به بخش های حذف شده نداریم، بلکه بسیاری از بخش های بنفش رنگ را دشمن خود می دانیم. فرزندان ما نیز ممکن است در آینده ای به همین نزدیکی مثلا استان تهران یا استان یزد را یک کشور رقیب و بلکه دشمن ایران بر شمارند و از عقیده خود احساس وطن پرستی بلکه خداپرستی کنند)

با این مقدمه سه موضوع را عرض می کنم که امیدوارم فکر کردن به آنها باعث تعمق مجدد در برخی اصول اعتقادای گردد:

موضوع اول:
با عرض شرمندگی از همه دوستان وطن پرست که ممکن است این پاراگراف باعث رنجش خاطرشان شود، باید بگویم که به نظر من یکی از موضوعات پوچی که مدت زیادی هست عده زیادی را درگیر خودش کرده است، قضیه خلیج فارس هست و دعوای عبثی که بر سر اسم آن به وجود آمده است. اینکه اسم آن تکه از آب های زمین چه باشد واقعا چه اهمیتی دارد؟ از دید کسانی که به خدا اعتقاد دارند، شاید درست تر این باشد که ببینیم نام آن آبها چه باید باشه تا انسان ها، از نظر خداوند انسان های خوب تری باشند؟ آیا اسم فارس یا اسم عربی کمکی می کند که خداوند از انسان ها راضی تر باشد؟ راستی اسم "خلیج خدا" یا "خلیج انسان" چطور است؟ مگر بخش هایی از ایران که قبلا به نام شام و به نام افغانستان و به نام روسیه بود و الان به نام ایران است، بد شد که تغییر نام پیدا کرد؟ آیا هر تغییر نامی بد است یا فقط تغییر نام هایی بد است که نفس ما از آن بدش می آید؟

در اخبار خواندم که پیشنهاد داده شده اسم خیابانی که سفارت امارات متحده عربی در آن هست به خلیج فارس تغییر داده بدهند تا مسئولان کشور فرضی امارات مجبور باشند در نامه نگاری ها از نام خلیج فارس استفاده کنند. تصور کنید که اگر امارات هم در مقابل اسم خیابان سفارت ایران را خلیج عربی بگذارد و کشورهای هم پیمان صهیونیست ها نیز اسم خیابان های سفارت ایران را خیابان اسرائیل بگذارند عجب آش شله قلم کاری می شود! آنوقت است که ما هم  به فرمایش حضرت علی (ع) باید یک بار قبل از مرگ بمیریم تا ببینیم خداوند و فرشته ها از بالا چقدر به این دعواهای عبث سیاستمدارها و وطن پرست ها به چشم حقارت می نگرند.

( ناگفته نماند که در موضوع نام خلیج فارس، اعراب و سایر توطئه گرانی که این بازی پوچ را شروع کرده اند، بسیار سطحی نگرتر از وطن پرستانی می دانم که در دفاع از نام خلیج فارس برخاسته اند)

موضوع دوم:
موضوع دیگری هم هست که خودم به اندازه کافی به آن فکر کرده ام و جواب های مناسب برایش پیدا کردم. اما سوال را مطرح می کنم تا اگر مایل بودید شما هم به آن فکر کنید.

موضوع مورد نظر، موضوع ذخایر ارضی موجود در خاور میانه هست. زمانی که مسئولان کشور بگویند که ابرقدرت های فاسد غرب قصد دارند با ورود به خاورمیانه، منابع آن را به غارت ببرند. به نظرم باید از خودمان سوال کنیم که:

اولا: چه کسی گفته است که این منابع ارضی برای ما ایرانی ها یا عراقی ها یا عربستانی ها آفریده شده است؟ آیا مرزهای تخیلی که نتیجه خونریزی های تاریخی است این مالکیت را مشخص می کند؟ اگر این وجدانا این مرزها را معیار مالکیت از دید خداوند می دانیم، این را هم باید قبول کنیم که اگر مثلا آمریکا و انگلیس با خونریزی بخشی از این مرزها را از آن خود کردند، به حقیقت مورد نظر خداوند دست یافته و مالک حقیقی آن هستند.

ثانیا: از دید خداوند اگر مثلا آمریکا و انگلیس نفت و گاز خاورمیانه را برداشت کنند بدترین دزدی را مرتکب شده اند یا مردمان خاورمیانه که همین الان مالک چاه های نفتی هستند، از دید خداوند دزد محسوب می شوند؟ به عبارت دیگر آیا خط کشی های مرزی کشورها بر فراز چاه های نفتی است که موضوع مورد نظر پروردگار است یا عملی که انسان ها با نفت انجام می دهند موضوع مورد نظر خداوند است؟

اگر به نظر شما موضوع مرزها از نظر خداوند کم اهمیت تر از موضوع عملکرد انسان هاست، جا ندارد از خود سوال کنیم که اگر هر کشوری (حتی کشورهای مسلمان) به منابع نفتی ایران حمله ببرند، آیا وظیفه الهی خود می دانیم که از چاه های نفت دفاع کنیم و دست آنها را از بازو قطع کنیم و در این راه مثلا شهید هم بشویم و یا اینکه فارغ از موضوع وظیفه الهی، تعصبات مرزی و قبیله ای است که ما را به مقابله فرا می خواند؟

نکند ما صرفا از مالکیت جغرافیایی مرزهای نادرشاه و فتحعلی شاه دفاع می کنیم و اشتباها فکر می کنیم از مرزهای خداوند دفاع می کنیم؟ (یاد آوری می کنم که این سوالات را به منظور کنکاش شخصی شما مطرح می کنم و این سوالات لزوما به همین شکلی که مطرح می کنم در ذهن من بی جواب نمانده اند)

موضوع سوم:
لازم است به بعضی ها یادآوری شود که امام زمان (عج) فقط امام مرزهای فعلی ایران نیستند! خیال نکنید که اگر در ایران فساد زیاد بشود و عنان همه چیز از اقتصاد و سیاست و اخلاق و مذهب و اسلام و انقلاب و... از هم گسیخته شود، کمکی به ظهور حضرت شده است! الان سالهاست که در اقصی نقاط دنیا اخلاق به اوج فساد خودش رسیده و در بسیاری از کشورها با مرزهای تخیلی که توصیفش را کردم، اقتصاد و سیاست و مذهب و دانش و... به فضاحت کشیده شده و حتی پیش از این در همین مرزهای توهمی ایران هم حرمت اخلاق و مقدسات و حرمت خون انسان ها شکسته شده است. و بالعکس در بسیاری از نقاط جهان اخلاق و مذهب و سیاست و اقتصاد و... که زمانی خراب و فاسد بوده، الان در شرایط قابل قبول و پسندیده ای هست و این روند تا ظهور حضرت هم ادامه خواهد داشت.

فلذا اگر در بخشی از مرزهای توهمی زمان و مکان ساکن شدیم، نباید معاذالله خداوند یا امام زمان (عج) را نیز، پروردگار و امام محصور در همان مرزها بینگاریم و به خیال آنکه ما انسان های آخرالزمان هستیم، کارهایی را بکنیم که اگر معلوم شد ما در آخر الزمان نبوده ایم، همه محاسباتمان اشتباه از آب در بیاید!

امید آنکه روز قیامت جزو زیانکارترین انسان ها نباشم که "ضلّ سعیهم فی الحیوة الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا"

پی نوشت: --------------------------------

 فرزند زمین:

من سرخ پوست نیستم ولی انگار
دوست دارم در آن سوی جزیره ای که در آن،
پیرمردی تنها
جامانده از هزار سال ستیز قبایل بومی
سیگار می کشد،
در بین آن درختهای قشنگ و اقیانوس
گهواره ای ببندم و آرام تر شوم...

یا اینکه کاش
چندین و چند سال پیش از این
در جنگ پرتغال و جنوب کشته می شدم
بعد از هزار سال خبر می دادند
آری فلان نفر فرار کرد ز جنگ
و پناهنده شد به چین،
رفته است بر فراز بلند ترین دیوار
از چشمه حیات
اکسیر می خورد...

من فکر می کنم
این مرزهای به جامانده ز خون ها و جنگ ها
از روی نقشه ها
یک روز می رود...
باید دعا کنیم
هر جا که روی اوست
بوی وطن دهد

باید دعا کنیم...


* شعرهایی که نام شاعر ندارند، یادگار روزهایی هستند که شعر می گفتم. (علی.ش.ق)

تاریخ انتشار: ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ
٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٩
نظر شما ()

لینک دائم مطلب: http://einshinghaf.persianblog.ir/post/194/
دسته بندی: فلسفی ،مذهبی ،سیاسی



 انتظار معجزه

من  انتظار معجزه دارم… نمی شود؟
هنــگام بـازدیـدن یــارم نــمی شود؟

گفتی دعا کنیم و اجابت کنی … چرا؟
آخـر چرا ظـهور بـهــــارم نـمی شـود؟

آه از غروب هـــــای غم انگیز جمعه ها
این هفته هم طلوع نگارم نمی شود؟

(دی ماه 83)


* شعرهایی که نام شاعر ندارند، یادگار روزهایی هستند که شعر می گفتم. (علی.ش.ق)

تاریخ انتشار: ساعت ۳:٢۱ ‎ق.ظ
۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٩
نظر شما ()

لینک دائم مطلب: http://einshinghaf.persianblog.ir/post/193/
دسته بندی: شعر سنتی ،مذهبی