اما ع.ش.ق
قسم به عشق که داستان دلم با عشق، حدیث شیشه و سنگ است


شعرهايی که نام شاعر ندارند، يادگاری روزهايی هستند که شعر می گفتم





درباره: ع.ش.ق
صفحه نخست
ليست تمام مطالب

آرشيو زمانی:

تیر ٩۳
شهریور ٩۱
اردیبهشت ٩٠
آبان ۸٩
مهر ۸٩
امرداد ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
مهر ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
آذر ۸۱
آبان ۸۱
مهر ۸۱
شهریور ۸۱


مطالب اخیر

  تأثیر نیت در چشمه بودن و چاه بودن
  غیبت امام عصر و پست مدرنیسم
  ترجمه ملمع سل المصانع رکبا تهیم فی الفلوات - سعدی
  ما مخاطب همه آیات قرآنیم
  فرازهایی از عهدنامه مالک اشتر
  اختلاف اصلاح طلبان و حاکمیت به زبان ساده
  تأملی در مورد شعیب ابن صالح و سید خراسانی
  حکم شرکت در مسابقات پیامکی تلویزیون
  لگد کردن پرچم اسرائیل
  شورای امنیت، شورای نگهبان جهان است






RSS


 تأثیر نیت در چشمه بودن و چاه بودن

یک خانم مهربان و صبور و هنرمند رو در نظر بگیرید که تعدادی مهمان دعوت کرده و با صبر و حوصله و ازشون پذیرایی میکنه و غذاهای بسیار خوشمزه ای هم درست کرده:

اگر نیت ایشون این باشه که نظر مثبت مهمان ها و تشکر اونها را به دست بیاره، نحوه پذیرایی و نگاه کردن و لبخند زدن و حرف زدنش طوری میشه که تشکر اونها رو بر بیانگیزه. مثلا دائم حواسش به همه هست و به همه لبخند میزنه و می پرسه که اگر کم و کسری هست بی تعارف بگین و یا اینکه از همه می پرسه که اگر غذا رو نمی پسندین غذای دیگری هم هست. اینطوری مهمان ها به طور دائم از هنرش تعریف می کنند و در وصف سلیقه و هنر و غذایی که پخته، همه صفات خوب رو ردیف می کنند.

اگر مهمان ها اینقدر فهمیده باشند که این عکس العمل ها رو نشون بدهند، اون خانم بعد از مهمونی احساس خوبی داره و شاید تا آخر عمر هم همین کار رو با مهمان های دیگه تکرار بکنه. این وضعیت یک وضعیت نسبتا راضی کننده است ولی عالی نیست. ولی اگر مهمان ها بی فرهنگ باشند هیچ تشکری نمی کنند و بلکه با چندتا ایراد گرفتن و غرغر کردن، همه زحمت های اون خانم رو به باد میدهند و ایشون بعد مهمانی خستگی به تنش میمونه و احتمالا خاطره این روز براش تبدیل به عقده ای میشه که در مهمانی های دیگه یا مهمانی با همین افراد، تبدیل به رفتارهای سردتر و کم محبت تر میشه.

حالا اگر هدف ایشون، تشکر مهمان ها نباشه، بلکه چون خودش انسان هنرمند و مهربانی است، دوست داره به دیگران محبت بکنه و دوست داره هنر رو منتشر بکنه، اولا شخصیت بزرگوار و بی نیازی داره و نیاز نداره که تشکر مهمان ها رو با لبخند و سوال و محبت بر بیانگیزه ولی در عین حال چیزی از محبت و لبخند و صبوری هم کم نمیگذاره. دوم اینکه مهمان ها چه تشکر بکنند و چه تشکر نکنند و چه غرغر بکنند، ایشون از کارهای خوبی که کرده راضی است و احتمالا اگر از بین غرغرها متوجه نقصی هم بشه، چون به هنر و نیکی علاقه مند هست، دفعات بعد اون نقص رو برطرف میکنه . بعد از مهمونی هم اگر واقعا نیتش گسترش هنر و نیکی بوده باشه، فارغ از اینکه مهمان ها چقدر شکرگزار بودند، احساس خوشحالی داره. این آدم هیچ وقت بعد از مهمانی ناراحت نیست و هیچ وقت هم رفتارش بدتر و سردتر از دفعه قبل نمیشه. هر چند که ممکنه از بی فرهنگ بودن و ناسپاس بودن مهمان ها براشون ناراحت باشه و برای اصلاحشون تلاش بکنه، ولی این تلاش ارتباطی به ناراحتی فردی ایشون نداره ودر محبت و هنر این فرد تأثیر نمیگذاره. این وضعیت یک وضعیت عالی بلکه متعالی است!

در مجموع اگر انسان مثل چشمه باشه و تمام معادلات جهان رو از داخل خودش به سمت بیرون حل بکنه، بر روی تمام معادلات جهان تأثیر خواهد گذاشت و از هیچ پدیده ی منفی هم تأثیر منفی نخواهد گرفت. اما کسانی که منتظر هستند که از روی رفتار بقیه و عملکرد بقیه و اتفاقات جهان تصمیم بگیرند که چکار باید بکنند، تبدیل به یک چاهی میشند که معادلات جهان اعم از خوب و بد به داخل اونها سرازیر میشه. این آدم ها اگر شانس بیارند ورودی های خوبی بگیرند، احتمالا خروجی های خوب میدهند ولی اگر ورودی های بد دریافت کنند، خروجی بد خواهند داد و در مجموع هم انسان های کم تأثیری در جهان آفرینش میشند.


* شعرهایی که نام شاعر ندارند، یادگار روزهایی هستند که شعر می گفتم. (علی.ش.ق)

تاریخ انتشار: ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ
٢٤ تیر ۱۳٩۳
نظر شما ()

لینک دائم مطلب: http://einshinghaf.persianblog.ir/post/207/
دسته بندی: فلسفی