اما ع.ش.ق
قسم به عشق که داستان دلم با عشق، حدیث شیشه و سنگ است


شعرهايی که نام شاعر ندارند، يادگاری روزهايی هستند که شعر می گفتم





درباره: ع.ش.ق
صفحه نخست
ليست تمام مطالب

آرشيو زمانی:

تیر ٩۳
شهریور ٩۱
اردیبهشت ٩٠
آبان ۸٩
مهر ۸٩
امرداد ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
مهر ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
آذر ۸۱
آبان ۸۱
مهر ۸۱
شهریور ۸۱


مطالب اخیر

  تأثیر نیت در چشمه بودن و چاه بودن
  غیبت امام عصر و پست مدرنیسم
  ترجمه ملمع سل المصانع رکبا تهیم فی الفلوات - سعدی
  ما مخاطب همه آیات قرآنیم
  فرازهایی از عهدنامه مالک اشتر
  اختلاف اصلاح طلبان و حاکمیت به زبان ساده
  تأملی در مورد شعیب ابن صالح و سید خراسانی
  حکم شرکت در مسابقات پیامکی تلویزیون
  لگد کردن پرچم اسرائیل
  شورای امنیت، شورای نگهبان جهان است






RSS


 5 راز فاش شده

بازی پانتوميم که يک نفر تلاش می کنه کلمه انتخاب شده تيم مقابل رو به دوستان خودش بفهمونه ديدين؟ تيم حريف چون جواب رو می دونند احساس می کنند که تمام حرکات فرد بازيگر به جواب مربوطه و از اينکه تيم حريف اينقدر خنگ هستند و جواب رو نمی فهمند حرص می خورند. وقت که تموم ميشه همشون به حريف ميگن خيلی خنگين و اونها هم وقتی جواب رو می فهمند يواشکی تو دلشون ميگن راستی راستی خنگيم .....

وقتی بميريم می بينيم همه اونهايی که قبل از ما رفتن ميگن خيلی خنگين و ما هم که بر می گرديم پشت سر رو نگاه می کنيم می بينيم دنيا پر از رازهای واضحی بود که ما متوجه نشديم. بعدش ما هم تو برزخ می ايستيم و هر کس جديدی بياد بهش می گيم خيلی خنگی....

فکر می کنم يک جا که حوصله تمام اون طرفی ها از دست خنگ بازی اين طرفی ها سر رفته بوده ،‌ خدا ۵ تا از اين رازها رو برای حضرت داوود (ع) ميگه تا ايشون هم به اين طرفی ها بگن و يک ذره تعادل برقرار بشه. اما من فکر می کنم با اين وجود هنوز که هنوزه دنيا اين حديث رو باور نکرده و مردم دنيا هر کسی رو که به اين 5 تا راز عمل کنه مسخره می کنند. به هر حال، چيزی که راز هست رو اگر فرياد هم بزنی فقط اهلش می شنوند:

ای داوود ! من 5 چيز را در 5 جا گذاشتم، اما مردم در جاهای ديگر جستجويش می کنند و آنها را پيدا نمی کنند.

1- علم را در گرسنگی و زحمت گذاشته ام. اما آنها در سيری و راحتی دنبالش هستند و پيدايش نمی کنند.

2- بزرگی را در بندگی خودم گذاشته ام. اما آنها در بندگی ديگران دنبالش هستند و پيدايش نمی کنند.

3- بی نيازی را در کم خواستن گذاشته ام. اما آنها در زيادی پول دنبالش هستند و پيدايش نمی کنند.

4- رضای خود را در نارضايتی نفس گذاشته ام، اما آنها در رضايت نفس دنبالش هستند و پيدايش نمی کنند.

5- راحتی را در بهشت گذاشته ام. اما آنها در دنيا دنبالش هستند و پيدايش نمی کنند.

يک بار ديگه که اين 5 تا راز رو بخونيد با اين ديد که دنيای ايده آلی که (به نظر من از طريق فرهنگ غرب) برای ما تبديل به آرزو شده تماما دنبال همين 5 مورد هست، اما دقيقا در همين جاهای اشتباه.

حالا اگر اين حديث راست باشه و باور نکنيم و بعدش که مرديم ببينيم اصل ماجرا همين بوده، می بينی که ديگه واقعا واقعا خنگ بودی که راز فاش شده رو هم کشف نکردی! درست مثل اينکه رفيقت که پانتوميم بازی می کنه جواب رو بلند بلند بگه. اما کسی جواب نده....  وقت که تموم بشه، آی می سوزی که نگو....


* شعرهایی که نام شاعر ندارند، یادگار روزهایی هستند که شعر می گفتم. (علی.ش.ق)

تاریخ انتشار: ساعت ۱:٥٢ ‎ق.ظ
۱٢ بهمن ۱۳۸٥
نظر شما ()

لینک دائم مطلب: http://einshinghaf.persianblog.ir/post/146/
دسته بندی: