اما ع.ش.ق
قسم به عشق که داستان دلم با عشق، حدیث شیشه و سنگ است


شعرهايی که نام شاعر ندارند، يادگاری روزهايی هستند که شعر می گفتم





درباره: ع.ش.ق
صفحه نخست
ليست تمام مطالب

آرشيو زمانی:

تیر ٩۳
شهریور ٩۱
اردیبهشت ٩٠
آبان ۸٩
مهر ۸٩
امرداد ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
مهر ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
آذر ۸۱
آبان ۸۱
مهر ۸۱
شهریور ۸۱


مطالب اخیر

  تأثیر نیت در چشمه بودن و چاه بودن
  غیبت امام عصر و پست مدرنیسم
  ترجمه ملمع سل المصانع رکبا تهیم فی الفلوات - سعدی
  ما مخاطب همه آیات قرآنیم
  فرازهایی از عهدنامه مالک اشتر
  اختلاف اصلاح طلبان و حاکمیت به زبان ساده
  تأملی در مورد شعیب ابن صالح و سید خراسانی
  حکم شرکت در مسابقات پیامکی تلویزیون
  لگد کردن پرچم اسرائیل
  شورای امنیت، شورای نگهبان جهان است






RSS


 چگونه می توان به عوام فريبی دولت ها اعتراض کرد؟

پس از طرح آزاد سازی سواحل دريای خزر چندين سوال به ذهنم رسيده که نمی دونم چطور ميشه اين سوال ها رو از مسولان تصميم گير پرسيد. اگر کسی دونست راهنمايی کنه.

يکی از فضاهايی که در طرح آزاد سازی سواحل دريای خزر آزاد شده ساحل مجتمع ويلايی دانشگاه تهرانه که در خزرآباد ساری قرار داره. از وقتی که اين اتفاق افتاده خيل عظيمی از مردم به اونجا ميان. روزها عده زيادی با چادر مسافرتی و چراغ خوراک پزی و کلی زباله و ... وول می خورند و بعضا زن ها و دخترهای دهاتی و حتی تهرانی ديده ميشند که بی حجاب يا با وضع درب و داغون وارد آب ميشند و مراسم بزن و برقص برپا می کنند و از اونجا که ساحل آزاد شده، هيچ کسی نميتونه اعتراضی به اين وضعيت داشته باشه. شب ها هم جای همه خالی جوان های ترياکی و معتاد و ... تا صبح بساط دود و دم و عربده کشی و تزريق و... دارند و وقتی وارد ساحل ميشی بايد مواظب باشی که سرنگ های آلوده هموطنان مورد عنايت دولت، توی پای خودت و بچه هات فرو نره...

از وقتی اين وضعيت پيش اومده کارکنان دانشگاه که به نحوی قشر فرهنگی و تحصيل کرده محسوب ميشند،‌ از ترس حتی به ساحل نزديک هم نميشن. ضمنا با تصويب اينکه تمام نهادهای دولتی بايد از درب مجتمع تا لب ساحل رو برای رفت و آمد عموم آزاد کنند،‌ کارمندان و کارکنان دانشگاه (و حتما ساير نهاد های دولتی) چهارچشمی مواظب وسايل و بچه های خود هستند تا خدای نکرده مورد دزدی و تجاوز افرادی که وصف حالشون رو گفتم قرار نگيرند.

شايد در نظر اول بگيم که اونها هم مثل کارکنان دولت حق استفاده از اين مکان رو دارند و مزاحمتی برای کسی ايجاد نمی کنند و در قالب سياست های عدالت محوری دولت قابل توجيه باشه. اما وقتی سگ شکاری يک گروه جوان اوباش از ماشين بيرون بپره و وسط مجتمع فرهنگی دانشگاه تهران، يک لقمه از پهلوی دختربچه 7 ساله کارمند دانشگاه شامل دل و روده رو نوش جان کنه، ديگه فکر نمی کنم حتی آقای احمدی نژاد و آقای الهام هم قادر باشند اين داستان رو در قالب عدالت محوری و مهرورزی توجيه کنند.

سوال من اينه که اولا فضاهای عمومی زيادی برای مردم عادی در نظر گرفته شده و کسی احساس کمبودی نمی کرد، چه اصراری است که برای جلب رضايت بيشتر مردم آرزوهای ناخواسته ای مثل ساحل بی نهايت رو مطرح کنيم که تبعات اون اينقدر غير قابل کنترل و به دردنخور هست؟

ثانيا چرا تا وقتی که امکانات ساحل های عمومی که از سالها پيش مورد استفاده عموم بوده، در حد صفر هست و حتی امکانات اوليه ای مثل دستشويی، تميز کردن ساحل، فراهم کردن پارکينگ و ... برای مردم وجود نداره، بيايم و برای اينکه دوستی دولت و مردم رو ثابت کنيم، اعلام کنيم که هرجا دولتی است عمومی است؟!  آيا اين روش غير از عوام فريبی در قالب مهرورزی چيز ديگه ایه که من متوجه نميشم؟

چرا دولت به جای تميز کردن راه های عمومی خاکی و پر از آشغال شده که رفت و آمد از اونها غير ممکن شده، تصميم ميگيره درب مجتمع های دولتی رو برای رفت و آمد عموم به سمت ساحل باز کنه؟ آيا اين يک اقدام موقت هست تا زمانی که راه های عادی تميز و قابل رفت و آمد بشه يا باز هم در راستای عوام فريبی و پيوند دولت و ملت است؟

به نظر شما اختصاص دادن ۱۰۰ متر از ساحل به بيش از ۶۰۰۰ هزار کارمند دانشگاه که با احتساب خانواده ها به بيش از 30 هزار نفر ميرسند، منطقی تر و مردمی تر نيست؟ اگر دولت بتونه به جای آزاد کردن کل ساحل برای کل مردم، هر ۱۰۰ متر رو به ۳۰ هزار نفر اختصاص بده، و از پيش آمدن اين نابسامانی فرهنگی و اجتماعی جلوگيری کنه، اونوقته که مديريت و مهرورزی دولت جای تشويق و تحسين داره. چرا دولت فکر می کنه که کارمندان دولت جزو مردم نيستند و دائم سياست هايی رو به اجرا ميگذاره که با ضايع کردن حقوق کارمندان دولتی و ايجاد چنين محدوديت های فرهنگی و اجتماعی، خوشحالی يک عده ديگه از مردم رو فراهم کنه؟

به نظر من اگر دولت در سرتاسر شمال کشور، فقط 20 تا ساحل 200 متری رو به عنوان بخش عمومی اعلام کنه و برای مديريت و نظارت و نظافت هر کدوم با ديد دست بالا 40 نفر خدمه استخدام کنه، با خرج بسيار کمتر از اين طرح های سطح پايين و مشکل دار، ميتونه رضايت تمام اقشار مردم رو در حد بسيار بالاتری حفظ کنه.

چه کسی ميدونه اين نظرها رو چه جوری ميشه به مسولان تصميم گير گفت؟ و چه کسی می دونه که گفتن اينها چقدر تأثير داره؟ آيا خود مسولان دولتی از يک قياس به اين ساده ای عاجزند يا خدای نکرده پشت اين تصميم گيری ها سياست های سطح پايينی مثل فريب دادن و جمع کردن رأی عوام الناس وجود داره؟

اين دغدغه من فقط در مورد ايران نيست. يک سوال فلسفی فراتر از ايران و الآن و ... است. کلا در هر جای دنيا، وقتی دولت ها بخواهند قدرت خود را با راضی نگه داشتن قشر به اصطلاح عوام جامعه حفظ کنند، خواص جامعه که دسترسی به نهادهای قدرت (نظير دولت) ندارند، چگونه می توانند از راه های قانونی و مسالمت آميز، جامعه را از جهالت نجات دهند؟


* شعرهایی که نام شاعر ندارند، یادگار روزهایی هستند که شعر می گفتم. (علی.ش.ق)

تاریخ انتشار: ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ
٢۱ شهریور ۱۳۸٦
نظر شما ()

لینک دائم مطلب: http://einshinghaf.persianblog.ir/post/156/
دسته بندی: