اما ع.ش.ق
قسم به عشق که داستان دلم با عشق، حدیث شیشه و سنگ است



شعرهايی که نام شاعر ندارند، يادگاری روزهايی هستند که شعر می گفتم

پخش موسیقی آرام

ع.ش.ق


درباره: ع.ش.ق
majnoon1362 @ Y!


صفحه نخست
ليست تمام مطالب

آرشيو زمانی:
دی ۸۸
آذر ۸۸
مهر ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
آذر ۸۱
آبان ۸۱
مهر ۸۱
شهریور ۸۱



مطالب اخیر
چند پیشنهاد قرآنی برای دوستان حق جو
تناقض های درونی جنبش سبز
جایگاه مذهب در یک جامعه لیبرال دموکرات
میزگردهای نمایشی، مرحله جدید نمایش مظلومیت
مهدی مقیمی را آزاد کنید
آیا نگرانی از قانون شکنی واقعیت دارد؟
خطری که رفتار احمدی نژاد متوجه جمهوری اسلامی کرده است
کاش می توانستم با غرور به دشمنان بگویم که جمهوری اسلامی آبرو دارد
میرحسین موسوی، محسن رضایی را معاون اول خود بگذارد
تمام آنچه در مورد رأی خود می دانم


دسته بندی موضوعی
سیاسی(۱۳)
انتخابات(٦)
اجتماعی(۳)
شعر نو(٢)
مذهبی(٢)
عرفانی(۱)
فلسفی(۱)
شعر سنتی(۱)


لینک ها
خاطرات فرنگ
طراحی صنعتی ایرانی
علی رجب پور
حرف آخر
نفس آباد
پارکور مهدی شیخ پور
پروفایل من
شرکت فوران، آبنمای موزیکال




RSS
 راز احساس
ساعت ۳:۱٥ ‎ق.ظ روز ٢ اسفند ۱۳۸٦

چند روز پیش احساس خوبی بهم دست داده بود که دوست داشتم تبدیل به شعرش کنم. اما دیدم این شعر قدیمی درست همین احساس رو داره میگه. به امید اینکه روزی دوباره شعرهای جدید بگم.....

حالا تمام چلچله های حیاط ما
با من صمیمی اند...
اصرار می کنند، هر روز صبح زود
تمرین کنم صدای چلچله را در بیاورم.

گاهی که بی هوا
پرواز می کنم
گنجشک ها یواشکی به سبک دلم
تقلید شیوه پرواز می کنند...

حتی به سرّ دستکاری باران رسیده ام:
وقتی حواس همکلاسی و استاد و بچه ها
در گیر تخته است،
بیرون تر از کلاس و تخته و استاد و درس و مشق،
لبخند می زنم ؛
   باران و خاک و عشق
    آغاز می کنند...

من هم برای درد خودم فکر می کنم:
جای زبان مردم آن سوی شهر عشق
تمرین درک مطلب احساس می کنم

هر کس دلش گرفت
سوگند می خورم
در پشت نقطه نقطه هر جا که می رود
باغ بنفشه ایست؛
آنجا به داغ دل دلشکستگان
تعظیم می کنند...


نظر شما ()
(نظراتی که در آنها از واژه های نامناسب استفاده شود، برای جلوگیری از تأثیر احساسات در تشخیص حق و باطل، پس از مطالعه حذف خواهد شد)

دسته بندی: شعر نو

لینک دائم مطلب: http://einshinghaf.persianblog.ir/post/168/