اما ع.ش.ق
قسم به عشق که داستان دلم با عشق، حدیث شیشه و سنگ است


شعرهايی که نام شاعر ندارند، يادگاری روزهايی هستند که شعر می گفتم





درباره: ع.ش.ق
صفحه نخست
ليست تمام مطالب

آرشيو زمانی:

تیر ٩۳
شهریور ٩۱
اردیبهشت ٩٠
آبان ۸٩
مهر ۸٩
امرداد ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
مهر ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
آذر ۸۱
آبان ۸۱
مهر ۸۱
شهریور ۸۱


مطالب اخیر

  تأثیر نیت در چشمه بودن و چاه بودن
  غیبت امام عصر و پست مدرنیسم
  ترجمه ملمع سل المصانع رکبا تهیم فی الفلوات - سعدی
  ما مخاطب همه آیات قرآنیم
  فرازهایی از عهدنامه مالک اشتر
  اختلاف اصلاح طلبان و حاکمیت به زبان ساده
  تأملی در مورد شعیب ابن صالح و سید خراسانی
  حکم شرکت در مسابقات پیامکی تلویزیون
  لگد کردن پرچم اسرائیل
  شورای امنیت، شورای نگهبان جهان است






RSS


 خطری که رفتار احمدی نژاد متوجه جمهوری اسلامی کرده است

این مطلب نامه ای به دوستی همچون برادر برای من است که به طور ویژه به خود او گفته ام. امیدوارم سایر دوستانی نیز که به طور عمومی تری به خواندن این مطلب دعوت کرده ام نیز در رفع دغدغه پیش آمده کمک حال باشند.

--------------------------------------------------------------------

ای همچون برادر برایم عزیز...

آنچه که امروز دغدغه بنده شده است، یافتن چاره در برابر خطری بزرگ است که برای من یافتن راه حل برای آن، با اهمیت تر است از یافتن حقیقت در مورد بی نهایت شبهه در مورد جرم افراد است که این روزها نگرانی اصلی مردم یافتن جواب آنها شده است.
 
تصور نکن این موضوع را برای فرار از جواب دادن به سوالات بی جواب تو و مردم مطرح می کنم. چه اینکه من حقیقت را نمی دانم و توضیح خواهم داد که چرا اصلا مایل به دانستن حقیقت در مورد پاسخ به این سوالات نیستم. خواهشمندم اگر در پایان به این نتیجه رسیدی که دغدغه من چیزی دیگر است، بنده را در برابر دل نگرانی بزرگ تری که دارم برادرانه یاری نما.

و اما بعد....

آنچه که در این ایام اتفاق افتاده یک حرکت بی سابقه ای است که تا کنون در حکومت اسلامی رخ نداده بود و از این رو درست یا غلط بودن آن مورد توجه بنده و بسیاری دیگر قرار گرفته است که بنده علاوه بر تحلیل شخصی خویش، مشورت 10 نفر و همچنین استمدادی که از تو و دیگر دوستان در جواب به این مطلب کرده ام را، راه مناسبی یافته ام و به خوانندگان نیز توصیه می کنم که در این وضعیت دشوار، مشورت با علما و قدما را در این شرایط حساس حتما بر تحلیل های شخصی خویش ضمیمه نمایند.
 
آقای احمدی نژاد پس از چهار سال انتظار برای اعلام اسامی مفسدان اقتصادی، در یک برنامه که 50 ملیون نفر در حکومت اسلامی و 150 ملیون نفر در حکومت های غیر اسلامی به طور مستقیم شاهد آن بوده اند و بسیاری دیگر نیز بعدا شنیدند و دیدند و خواهند دید، این وعده را عملی کرده است. به این شکل که در فرصت کوتاه مناظره، جرم های بسیار بزرگی به افراد متعددی نسبت داده می شود و به اقتضای جو حاکم بر جامعه انتظار می رود در همین برنامه برای مردم توضیح و دلیل ارائه شود و گویی که اگر در همین جلسه پاسخ این سوالات دریافت نشود، حقانیت آن ثابت شده است.
 
بنده آنچه را که در این فرصت کوتاه با مراجعه به 6 عالم دین و مشورت با 4 نفر ریش سفید انقلابی، جمع بندی کرده ام از زبان خودم خدمت شما عرض می کنم و امید دارم در صورت درک آن، به دنبال چاره ای برای دل نگران برادرت باشی که اگر ان شاء الله در پایان این نامه اهمیت آن معلوم شد، حتی شاید به جای یافتن پاسخ سوالات آقای احمدی نژاد، به فکر چاره ای فوری برای درمان عمومی این دغدغه از میان مردم باشی.

---------------------------------------------------------
 
می دانی که اگر کسی معاذالله به پیامبر ناسزا گفت، قتل او بر شنونده واجب است. اگر تو در یک جامعه غیر دینی با چنین فردی مواجه شوی واجب است که او را به قتل برسانی. در صورت انجام این کار احتمالا تو توسط نهاد دادرسی هر کشوری که در آن باشی احضار می شوی و چون ناسزا گفتن به پیامبر برای آنها تعریف نشده است، بنا به قانون آن کشور یا مجازات شده و یا اعدام می شوی که در هر دو مورد تو در محضر خدا رو سفیدی و اگر اعدام هم شدی ان شالله به پیامبری محشور می شوی که از او دفاع کرده ای.
 
و اما در کشوری که در آن حکومت اسلامی تشکیل شده است نیز تو مرتکب قتل ساب النبی شوی، هرچند که وظیفه واجب خود را انجام داده ای، ولی باید در دادگاه اسلامی بتوانی ثابت کنی که سبّ النبی اتفاق افتاده است. در غیر این صورت هرچند که در نزد خدا روسفید و مأجوری ولی جزای عمل تو از نظر اسلام، همانا کشتن توست که در کمال تعجب به نظر می رسد که از این نظر اشتراک زیادی با روش مجازات تو در یک حکومت غیر دینی دارد.
 
هدف از بیان این مثال وارد شدن به بحث حکومت و حاکم اسلامی است و شرایطی است که در صورت تشکیل حکومت اسلامی، بر مسلمانان مقرر می شود.
 
ما معتقدیم که در کشور ما به رهبری یک عالم دینی، بعد از سالیان سال که از حضور حاضر ائمه در جامعه گذشته است، مردم مسلمان ایران موفق به تشکیل حکومت دینی شده اند و برای در دست داشتن معیاری واضح از شرایطی که حکومت اسلامی بر مردم مقرر می کند، قانونی اساسی با نظر علمای دین و مشورت صاحب نظران در علوم مختلف مکتوب و مشروع شده است و ضمنا برای مقبولیت به رفراندوم از مردمی قرار گرفته است که خواستار تهیه آن توسط عقلا و علما شده بودند. بنابراین آنچه که ما امروز به اسم قانون اساسی می شناسیم و برطبق آن ساختار جامعه را تعریف کرده ایم، نه تنها یک قانون مثل سایر حکومت های غیر دینی است، بلکه برخاسته از سرچشمه اسلام است که نظر اسلام درمورد حاکم و حکومت اسلامی و مردم و ساختارهای حکومتی در آن مدون شده است.
 
بنابراین از دید من و تو که با جمهوری اسلامی مشکل فلسفی نداریم، قانون اساسی دستورالعملی دینی است که پشتوانه آن دستورات اسلام است و خوشبختانه مورد پذیرش هم وطنان نیز هست و تنها سند اساسی است که آن را معیار روابط اجتماعی خود می دانیم. بعد از پذیرفتن این سند، هر آنچه که در حکومت تشکیل شده تصویب شود، با شرایطی که برای قوه قانون گذاری در قانون اساسی تعریف شده است، چه عقلی و چه شرعی لازم الاجراست.
 
در همین سند، علاوه بر معرفی حاکم، قوای سه گانه ای نیز تعریف شده است که مجددا یادآور می شوم شرح وظایف آنها و نحوه ارتباط آنها با هم، برخاسته از دستورات اسلام است و برای کسی که مشکل فلسفی با جمهوری اسلامی ندارد و بلکه کسانی که مشکل فلسفی هم دارند ولی در ایران زندگی می کنند، رعایت آن واجب عقلی و شرعی است.
 
بدون نیاز به ارائه شماره قوانین و تبصره ها، تصور می کنم بپذیری که در حکومت اسلامی روش رسیدگی به جرم افراد، آن است که یا فردی به عنوان شاکی و یا قاضی به عنوان مدعی العموم فردی را به دادگاه اسلامی فراخوانده و پس از تفهیم اتهام و بررسی مدارک برای اثبات یا رد شکایت، حکم نهایی را اعلام می کند.
(برای مشاهده تفصیل مراحل آنچه در همین دو خط بیان کردم لینک زیر مفید است: http://necblog.com/t6260.html)
 
در همین حکومت قوه قضایه صراحتا اعلام می دارد که اعلام اسامی مجرمان تنها بر عهده دادگاه اسلامی است. لطفا در نظر داشته باش که نه تنها انحصار اعلام اسامی در حوزه وظایف قوه قضاییه است، بلکه عنوان مجرم برای کسی به کار گرفته می شود که جرم او ثابت شده باشد و در غیر این صورت نام او متهم است. جالب اینکه در همین قانون بیان شده است که بر دادگاه لازم است که در صورت اثبات اتهام های مفاسد اقتصادی، نام متهم را با شرایطی به طور عمومی اعلام نماید و بنابراین در استفاده از اعلام مفسدان برای حل مشکلات مملکت، حتی مشکل قانونی و دینی هم نداریم.
برای مشاهده قانون اشاره شده به سند زیر مراجعه کن http://www.afarineshdaily.ir/afarinesh/News.aspx?NID=1775)
 
آقای احمدی نژاد بنا بر تحلیل های شخصی خویش به این نتیجه رسیده است که در شرایط مناسب، اسامی افراد متعددی را به همراه اعلام جرم های متعددی به مردم ایران و جهان اعلام نماید و استارت این روش را در چند روز گذشته در جامعه زد.
 
عده ای ممکن است چنین کاری را از لحاظ اخلاق اسلامی و با توضیحاتی در مورد غیبت، تهمت، تجسس، ریختن آبروی مسلمان و... که همگی در این مورد اثبات پذیر هم هستند، مورد بررسی قرار دهند. اما دیدگاه انتقادی من به این ماجرا با توجه به مقدماتی است که تا کنون توضیح دادم و تحلیل آن از نظر حکومت اسلامی است.

 از تو می پرسم که این عمل متهورانه آقای احمدی نژاد از نظر تویی که می دانم معتقد به جمهوری اسلامی هستی و تمام دغدغه ات از پناه بردن به آقای احمدی نژاد، نگرانی از حفظ ارزش های اسلامی در ایران است، با کدام یک از قوانین تصویب شده در حکومت اسلامی سازگاری دارد؟ آیا این به این معنی نیست که این عمل ایشان در مقابل تمام مشروعیت ها و مقبولیت هایی که چه از نظر دین و چه از نظر مردم مورد پذیرش و رفراندوم قرار گرفته سر بر افراشته است؟
 
اگر ایشان به دلیل جایگاه ویژه خود در پست ریاست جمهوری به شواهدی دست یافته است که چه مفاسد عظیمی در کشور رخ می دهد (چه اینکه شواهد اینقدر بارز است که مردم نیز از آنها بی خبر نیستند)، آیا نباید طبق وظیفه ای که در درگاه خدا در یک حکومت اسلامی دارد و اگر خدا را هم فراموش کرده، طبق قسمی که به عنوان رئیس جمهور در پایبندی به قانون اساسی برای کسب مشروعیت از مردم خورده است، اسناد خود را به قوه دادرسی کشور تحویل داده و از آنها بخواهد که پس از طی تمام مراحل قانونی، در صورت اثبات جرم، قوه قضاییه اسامی مفسدان را به مردم اعلام نماید؟ مگر مردم ایران به وضوح شاهد محاکمه غلامحسین کرباسچی با همین روش پسندیده نبوده اند و حکم نهایی را تمکین و تحسین نکرده اند؟
 
ما که سالیان سال است طبق شواهدی می دانیم که چنین فسادهایی در کشور وجود دارد و از اینکه روزی بتوان با رعایت حدود الهی که به نظر بنده در قانون کشور ظهور یافته، حق خود را از این افراد بستانیم دل بسته ایم. اما هرگز نه به خود و نه به دیگران اجازه نمی دهم که برای کامیابی خویش، بنا بر مصلحت سنجی خویش، روشی خودسرانه را طراحی و اجرا نمایم.
 
آیا شما معتقدی که ایشان پس از جمع آوری مدارک و ارائه آنها به دادگاه اسلامی متوجه شده است که دادگاه به این امر رسیدگی نمی کند؟ در این صورت آیا ایشان نمی تواند با تحت فشار گذاشتن دادگاه و حتی حاکم اسلامی موضوع را پیگیری نماید؟ بالاتر از این تصور، اگر ایشان به این نتیجه رسیده است که دادگاه و حاکم اسلامی نیز آلوده به همین سیستم هستند آیا نمی تواند مردم را مطلع نماید که دادگاه و حاکم اسلامی در اداره حکومت ضعف دارند و مردم باید فکر جدیدی بکنند؟
 
ایشان با چه استدلالی به این نتیجه رسیده است که یک تنه باید وارد میدان شده و بدون در نظر گرفتن تمام این مراحل، راه حل جدیدی را کشف کند که همانا اعلام اسامی تعدادی افراد در برابر چشم 200 ملیون نفر است! آیا واقعا این مراحل طی شده تا به اینجا رسیده ایم یا اینکه به زودی شاهد این خواهیم بود که دو طرف این دعوا، تلاش های خود را برای جمع آوری مدارک آغاز خواهند کرد؟ این که مرحله صفرم از آغاز این روند طولانی است! نیست؟ اصلا آیا بهتر نبود قبل از این هزار و یک مرحله، ایشان به جای اعلام اسامی مجرمان و اعلام جرم ها، آنها را به عنوان متهم معرفی می کرد تا بلکه دلمان خوش باشد یک مرحله وضع بهتری از الآن داریم؟
 
روشی که آقای احمدی نژاد با این برخورد به مردم یاد داده است آن است که هر کسی احساس کرد در جامعه اسلامی جرمی رخ داده است، اجازه دارد بدون در نظر گرفتن قانون (که ارتباط آن را با اعتقادات اسلامی توضیح دادم)، اگر با تحلیل شخصی خود به این نتیجه رسید که باید وظیفه ای را به انجام برساند، دادگاه و حاکم و حکومت و مردم را دور بزند، با شجاعت این کار را بکند و آنقدر شجاع باشد که این کار را جلوی چشم 200 ملیون نفر انجام دهد که بنده حتی از تصور فراگیر شدن این روش پرهیز می کنم...
 
برادر عزیزم.
دستاورد این بدعت خطرناک با ابعاد به این گستردگی را در نکات زیر خلاصه می کنم:

1-   رئیس جمهور به عنوان فردی که مشروعیت و مقبولیت خود را از مردم گرفته است، با زیرپا گذاشتن قانون اساسی کشور با استناد به تحلیل شخصی خویش، به مردم رسما اعلام می دارد که به قانون کشور اعتقادی ندارد و به دلیل جایگاهی که در آن مرتکب چنین خلافی می شود، محکم ترین ضربه را به قانون اساسی کشور وارد می کند. در فرض بعید، اگر ایشان معتقد به بازنگری در قانون اساسی است آیا حاضر خواهد بود در صورت انتخاب مجدد، مجددا به قانون اساسی فعلی قسم یاد کند؟

2-   دایره اعلام جرم از طرف آقای احمدی نژاد، نه تنها به افرادی که نام برد، بلکه به تمام سیستم 24 ساله ای که تمام تلاش خود را برای نشان دادن یک پارچه بودن آن انجام داده است نیز محدود نمی شود و به قدری وسیع است که شاید نیمی از مردم جامعه را شامل شود و چنانچه به اعتقاد ایشان تمام نظام دو دسته است که یک دسته احمدی نژاد و طرفداران و طرف دیگر هاشمی و طرفداران هستند، اگر در روزهای آتی مشخص بشود که چه تعدادی از مردم با احمدی نژاد نیستند، تصور کن که دامنه این اعلام جرم چقدر وسیع خواهد بود و چند نفر را شامل خواهد شد و عملا تعداد بسیار زیادی در مقابل انگشت اشاره آقای احمدی نژاد صف خواهند کشید که نتیجه عملی آن اظهر من الشمس است.

3-   روش ابتکاری که ایشان ابداع کرده است اعلام اسامی در ملأ عام است که علاوه بر نقض صریح قانون، متاسفانه روشی است که اولین لازمه آن ریختن آبروی افراد بسیار زیاد و از جمله افرادی است که صراحتا نام برده شده اند. اگر تو هنوز معتقدی که قانون اساسی ایران توصیف کننده شرع اسلام در اجرای حکومت است، چنین آبرو ریزی گسترده ای را به روشی غیر شرعی با کدامین معیار اسلام توجیه می کنی؟ آیا هر توجیهی که بیاوری در برابر اندیشه بزرگانی که همین قانون را نوشته اند کوچک به شمار نمی آید؟ خطر بازی با آبروی حتی یک فرد در اسلام به قدری بزرگ است که بسیاری از قوانین و اخلاق اسلامی همه ریشه در همین یک اصل دارند. چه برسد به اینکه با چنین توجیهات شخصی و برداشت های خودسرانه از اسلام و تفسیر شخصی از قانون اساسی، آبروی تعداد زیادی از افراد با اتهامات بسیار بزرگ، مورد حمله وسیع قرار بگیرد.

آیا شما و کسانی که از این ماجرا که به نظر بنده به هزار جای آن اشکال دینی و اعتقادی وارد است، حتی یک در ملیون احتمال خطا نمی دهید و در برابر گناه آبرو ریزی با این وسعت هیچ احساس خطری نمی کنید و ضمنا بنا دارید به این طرز تفکر با رای خود مهر تایید هم بزنید؟ در این صورت به نظر می رسد تفاوت بسیار فاحشی در برداشت از داستان دین و ارتباط آن با قانون و حکومت اسلامی داریم (که به نظر من شکاف به این بزرگی بسیار بعید است و تفاوت دیدگاه از عدم توجه به نکات کوچک ناشی شده است)

4-   اتفاق خطرناک دیگری که رخ داده است آن بود که در شب بعد از این ماجرا، آقای احمدی نژاد برای توجیه اسلامی روش خود (که به نظر بنده اگر اسلامی بود در قانون پیش بینی شده بود) متوسل به داستانی می شود که حضرت امیر به حاکم منطقه ای می فرماید که فلان نفر که بیت المال را ضایع کرده است در ملأ عام رسوا کن. ایشان اگر مثل بنده حقیر از کوچک ترین طلبه علوم دینی سوال کرده بودند، متوجه می شدند که در آن داستان اولا امیرالمومنین حاکم کل حکومت اسلامی بود. ثانیا فردی که به حضرت مراجعه کرده بود نیز حاکم منطقه و مسئول اجرای دادرسی بوده. ثالثا چناچه هویداست، جرم آن فرد بر حضرت امیر یا آن حاکم اثبات شده بوده که چنین دستور مبارکی صادر شده است.

 آقای احمدی نژاد! شما حاکم حکومت اسلامی هستید؟ یا اینکه از حاکم دستور گرفته اید و یا اینکه اصلا مگر شما جرم این افراد را در حکومت اسلامی به اثبات رسانده اید؟ فقط تصور این موضوع کافی است که اگر اشتباه بسیار بزرگ ایشان با بیان یک داستان نسنجیده، برای 200 ملیون نفر توجیه شده باشد، علاوه بر بدعت اول، این سم دومی که به اسم دین برای توجیه خطا، به مردم خورانده شد، چه مسمویت خطرناکی در سطح گسترده مخاطبان دکتر احمدی نژاد پخش کرده است؟ کما اینکه در این چند روز چندین و چند نفر را دیدم که بدون نیاز به مراجعه به علمای دین، به همین داستان و برداشت غلط دکتر از آن اکتفا کرده اند و احساس نیازی در مراجعه به علمای دین احساس نمی کنند...

5-   برادر عزیزم. شما ممکن است با مطالعه این سطرها و احتمالا رنجش خاطری که از بازکردن این اشکالات در دلت نقش می بندد، به دنبال هزاران سند اسلامی برای توجیه این ماجرا بگردی. مثل "لا یحب الله الجهر بالسوء من القول..." و هزاران حدیث و آیات دیگری که به نوعی برای توجیه این اتفاق مناسب به نظر برسد. اما سوال بنده این است که اولا آیا چنین توجیهاتی به نظر شما در تدوین قانون اساسی از سوی آن جمع قانون نویس، فراموش شده و اینک به ذهن تو و دکتر و دیگر طرفداران این وضع رسیده است؟ حتی اگر چنین باشد شما چگونه به خود اجازه می دهید که به عنوان قیـّم مردم، فعلا بخشی از قانون اساسی را نادیده بگیرید تا در فرصتی مناسب، قانون جدید را به رفراندوم ملت بگذارید؟ پس قسمی که رئیس جمهور به تبعیت از قانون اساسی می خورد به چه کار می آید؟

6-   برای اطمینان خاطر از خطرناک بودن این بدعت، صرف نظر از تمام مباحث دینی که بر مبنای حکومت اسلامی مطرح کردم، سوال می کنم که اگر هر فردی اجازه داشته باشد بدون طی مراحل وصف شده، دیگری را متهم کرده و در سطح عمومی اعلام نماید، تصور کرده ای که جامعه بی شباهت به جنگل نمی شود؟ اصلا آیا کشور کمونیستی و غیر اسلامی و حتی کافر را نیز سراغ داری که چنین روشی را عقلا پسندیده تلقی کنند؟

7-   یزید ملعون به مردم می گفت که امام حسین (ع) را به این دلیل که از دین خارج شده است می کشد. ولی کشتن علی اصغر (ع) ننگی ابدی بر پیشانی او زد که ثابت کرد خروج از اسلام بهانه ای بیش نیست. آقای احمدی نژاد با هر دلیل و مدرک و استدلالی که شاید در صورت بیان مورد پذیرش عقلا و علما قرار بگیرد و پس از برگزاری رفراندوم نیز قابلیت اجرایی پیدا کند، به این نتیجه رسیده است که کسی را که بیت المال را به گونه ای تضییع کرده که امروز باعث گره خوردن امور حکومت اسلامی شده است باید رسوا شود؛ اما اعلام جرم حقوقی دکتر زهرا رهنورد (که جرم بودن آن نیز باید در دادگاه ثابت شود) و هتک آبروی او که ارتباطی با مفاسد اقتصاد ملی ندارد را با کدام وسیله توجیه خواهد کرد؟ نکند بدعت جدیدی نیز در برداشت از اسلام وجود دارد که تمام جرم های بزرگ و کوچک افراد را به دلیل قانون شکنی، همانا خیانت به بیت المال است و فریاد رسوا کردن مجرم را لازم می دانند؟ پس به نظر ایشان کدام جرم هاست که کسی حق آبرو ریزی در آن را ندارد؟ صرف نظر از غلط بودن مقدمات این کار، اگر دایره برداشت ایشان از تضییع بیت المال و اعتقاد به رسوایی افراد اینقدر وسیع است به اختلاف فاحش ایشان با سیره ائمه و تفکرات امام خمینی بدون چون و چرا اعتراف باید کرد.

و به نظرم علاقه مفرطی که در کشف جرم افراد و هیجان برای شنیدن توضیح در مورد آنها در جامعه افتاده است، انحرافی است که پایه گذار آن همین دکتر احمدی نژاد است و در گناه همه کسانی که به انتشار آن کمک می کنند شریک است. (لطفا در جواب این سوال، بداخلاقی های انتقام جویانه افراد دیگر را به جای دلیل کافی، نتیجه ی فاسد همین رفتار تلقی کن)

8-   برادر عزیزم.
- تعدی از قانون اساسی و لگدمال کردن آن در برابر چشم 200 ملیون نفر،
- اثبات بدعت گذاشته شده به کمک نقل داستان نادرست از دین
- نشانه گرفتن افرادی که دست راست و چپ رهبر انقلاب در امور مملکت هستند به عنوان اهداف اصلی در این نمایش نامه،
- زیر سوال بردن سلامت نظام اسلامی به طور مطلق در 24 سال گذشته که دقیقا هدف ضد انقلاب هایی بود که این همه سال از ماهواره ها گلوی خود را پاره می کردند و امروز به برکت اقدام مخترعانه دکتر احمدی نژاد جشن به پا کرده اند که ملت احمق ایران بالاخره خودشان فهمیدند این همه سال اسیر آخوندهای شیطان و دزد بوده اند،
- انتشار موج بد اخلاقی در سطح جامعه به گونه ای که هزاران نفر به بهانه تقویت کاندیدای انتخابات خود، به دنبال کشف جزئیات زندگی و جرائم افراد افتاده اند و خود تو هم با هیجان در مورد مدرک فلان نفر و خطای فلان نفر در فلان دانشگاه اینقدر مشتاق شده ای
- و بددهنی ها و کج رفتاری هایی که در این چند روز همه از آن رنجیده شده ایم،

به نظر تو آیا تنها نتایج تلاش دو نفر برای کسب مجدد صندلی ریاست جمهوری است و یا جریانی هدایت شده برای زدن ضربه ای محکم به ریشه جمهوری اسلامی در موقعیتی مناسب است؟

آقای احمدی نژاد از تمام کسانی که دست پرورده امام خمینی (ره) بوده اند کدام یک را تایید می کند؟ آقای کروبی را که مورد تایید شدید امام بوده و تا امروز نیز در حکومت اسلامی نه پرونده ای دارد و نه جرمی علیه او اثبات شده است، دقت کن که چگونه منحرف از راه امام اعلام می کند و به او توصیه می کند به راه امام برگردد؟ آیت الله العظمی موسوی اردبیلی و آیت الله صانعی و آیت الله جوادی آملی، سید حسن خمینی و آیت الله توسلی و آقای هاشمی و ناطق نوری و کروبی را که جز اینها کسی را نمی شناسم که بر روی ایوان جماران تیکه زده باشد، امروز ببین که چگونه مورد حمله و تخریب شخصیت قرار گرفته اند و همه ما با بیان شیوای دکتر احمدی نژاد کم کم متقاعد شده ایم که در طی این سالها همه این افراد دسته جمعی از راه امام منحرف شده اند و معیار حال فعلی آنهاست.

تو که تمام نگرانیت از آمدن میرحسین تکرار 18 تیرهاست، با خود نگفتی که دشمن از 18 تیر خوشحال تر بود یا امروز که بلندترین صدا از داخل جمهوری از موضع دومین مقام مملکت، فساد چندین و چند ساله جمهوری اسلامی ایران را در جهان فریاد زده است؟ مگر با وجود اینکه ما خودمان چنین فسادهایی را حدس می زدیم، بیش ترین خون دل را از ضد انقلاب ها و دشمنانی که در این سی سال مرتب در گوش جهانیان حکومت ما را فاسد اعلام می کردند، نمی خوردیم؟ مگر همین ما نبودیم که تا دو سه هفته پیش، خوشحالی بیگانگان از رفتار خود را خطرناک ترین معیار انحراف از انقلاب می دانستیم؟ اگر با این جشن سراسری که بین آنها به راه افتاده است و نگران نیستیم، آیا گذشته خود را به این شدت منکر شده ایم؟

اگر هنوز شک داری که احمدی نژاد نه برای ریاست جمهوری بلکه برای براندازی جمهوری اسلامی و خط امام خمینی وارد عمل شده است، تو را ارجاع می دهم به فاش کردن اسرار سری مملکتی که در مناظره با کروبی فاش کرد و از سیاستمداران بپرس که به نظر آنها فاش کردن اسرار طبقه بندی شده جریان مسلح کردن سپاه قدس برای حمله به اسرائیل و تشکیل زندان در بنیاد شهید اصولا ربطی به تصمیمات خودسرانه و شخصی آقای کروبی و ضایع کردن او در انتخابات دارد و یا گرا دادن به دشمنان برای محکوم کردن جمهوری اسلامی به کمک یک صدای داخلی است؟ هیچ فکر کرده ای اگر احمدی نژاد به حقیقت به دنبال ریاست جمهوری مجدد باشد، با این تخریب گسترده و افشای اسرار مملکت، اصلا برای سرپا نگه داشتن این ملقمه چه برنامه ای دارد؟
 
برادر عزیزم، من و تو و هزاران نفر دیگر در این مملکت از دست رانت خواری ها و فسادهای مالی و سیاسی افراد قدرتمند به ستوه آمده ایم و به غیر از ما هزاران عاقل و عالم دینی دیگر از جمله مقام معظم رهبری هم به چنین مواردی واقف هستند. آیا تصور تو بر این است که مثلا رهبر انقلاب نیز جزو همین باند قدرتی است که بدون هیچ سندی تنها فریاد زده شده است؟ و یا اینکه رهبر انقلاب و همه کسانی که به تدبیر احمدی نژاد آنها را از راه امام منحرف یافته ای، به خاطر خون دلی که در طول تاریخ خورده شد تا بالاخره نظام اسلامی برپا شود و قانونی برای آن نوشته شود، در این همه سال آرامش را بر اعلام جنگ داخلی ترجیح داده اند؟ چرا برای کشف صحت این حرف ، به تجربیات پدر خود و پدر من و اصلا هر فرد عالم و روحانی ای مراجعه نمی کنی که بهتر از من و تو آشنا به خط امام و منش پیروان امام باشند؟ یا اینکه تحلیل های خود را برای تصمیم در چنین مقطع مهمی کافی می دانی؟
 
آقای موسوی در شب مناظره و آقای کروبی که به طور آشکار مرتب می گفت من یک سری مسائل را نمی توانم بگویم، اگر از راه امام منحرف شده اند و دلشان برای انقلاب نسوخته و در برابر احمدی نژاد تنها برای کسب قدرت ریاست جمهوری وارد صحنه شده اند، در برابر اتهاماتی که احمدی نژاد علیه او اقامه می کند، مگر مرض دارد که برخی چیزها را نگوید. آیا تو باور می کنی که فردی که از راه امام به در شده و احمدی نژاد او را به مسیر صحیح انقلاب دعوت می کند، از گفتن هر آنچه که او را به مسند ریاست جمهوری برساند دریغ کند؟ یا اینکه دقیقا همین بی پروایی را در بیان تمام مسائل و اسرار نظام در احمدی نژاد می یابی؟ عجیب آنکه کسی که چنین آشکارا علامت های ضربه زدن به جمهوری اسلامی را به دوش می کشد، آن چنان با کلام خود فریبه کاری می کند که ما بدون توجه به سکوت مصلحتی رقبا، حرف احمدی نژاد را دربست باور می کنیم و وقتی مهندس موسوی می گوید که در یک پدیده شگرف فردی پیدا شده که به مردم ثابت می کند که سیاه، سفید است (!) با خود می گوییم حتما موسوی برای کسب قدرت چنین مزخرفی می گوید. و وقتی نقل قول آقای جوادی آملی در مورد دروغ نگفتن به حیوانات را در خطاب به احمدی نژاد می شنویم، تمام حواس پنج گانه و عقل و اقوال متواتر را به واسطه اعتماد به نفس دکتر احمدی نژاد ندیده می گیریم و حتی در این ملقمه حق و باطل، از جستجو در مورد صحت این جریان با مراجعه به اصل منبع هم تنبلی می کنیم.
 
در آخر به یاد بیاور که امام فرمودند حفظ حکومت اسلامی اوجب واجبات است و اگر آقای احمدی نژاد (چه نادانسته و چه مغرضانه)،  اصلاح نظام اقتصادی و افشاگری و آبروریزی افراد را بر حفظ حکومت اسلامی ارجح دانسته اند، بدان که من از همین امروز با اعتقاد به راه امام خمینی و امید روسفیدی در درگاه خدا و اجتناب از گناه براندازی حکومت اسلامی به بهانه اصلاح چند مفسد اقتصادی، از این جریان برائت می طلبم و این  کار را نه به تایید میرحسین موسوی، بلکه به برائت از حکومت ستیزی احمدی نژاد و هدایت کنندگانش، با بستن دستبند سبز با صدای بلند اعلام می کنم.

پی نوشت: سخنرانی امام خمینی (ره) در مورد نحوه حفظ آبروی افراد و ارتباط آن با حفظ حکومت اسلامی : http://www.youtube.com/watch?v=Ux8qDyXWWUY


* شعرهایی که نام شاعر ندارند، یادگار روزهایی هستند که شعر می گفتم. (علی.ش.ق)

تاریخ انتشار: ساعت ٥:٤٤ ‎ق.ظ
۱۸ خرداد ۱۳۸۸
نظر شما ()

لینک دائم مطلب: http://einshinghaf.persianblog.ir/post/184/
دسته بندی: سیاسی ،انتخابات