اما ع.ش.ق
قسم به عشق که داستان دلم با عشق، حدیث شیشه و سنگ است


شعرهايی که نام شاعر ندارند، يادگاری روزهايی هستند که شعر می گفتم





درباره: ع.ش.ق
صفحه نخست
ليست تمام مطالب

آرشيو زمانی:

تیر ٩۳
شهریور ٩۱
اردیبهشت ٩٠
آبان ۸٩
مهر ۸٩
امرداد ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
مهر ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
آذر ۸۱
آبان ۸۱
مهر ۸۱
شهریور ۸۱


مطالب اخیر

  تأثیر نیت در چشمه بودن و چاه بودن
  غیبت امام عصر و پست مدرنیسم
  ترجمه ملمع سل المصانع رکبا تهیم فی الفلوات - سعدی
  ما مخاطب همه آیات قرآنیم
  فرازهایی از عهدنامه مالک اشتر
  اختلاف اصلاح طلبان و حاکمیت به زبان ساده
  تأملی در مورد شعیب ابن صالح و سید خراسانی
  حکم شرکت در مسابقات پیامکی تلویزیون
  لگد کردن پرچم اسرائیل
  شورای امنیت، شورای نگهبان جهان است






RSS


 دوستان خداحافظ

وقتی داشتم اين متن رو می نوشتم خيلی بهم سخت گذشت. هيچ وقت دوست  نداشتم حتی تصور اين رو بكنم كه روزی بياد كه از دوستانم خداحافظی كنم. دوستانی كه شايد حتی حق اهمسايگی شون رو هم ادا نكردم، دوستانی كه هميشه آرزو داشتم از نزديك ببينمشون و يك بار هم كه شده  از محبت هاشون با  زبان  تشكر كنم.

 شهريور سال پيش كه با وبلاگ آشنا شدم خيلی خوشحال بودم. قبل از اينكه حتی با اولين دوستانم هم آشنا بشم حدس مي زدم كه اينجا چقدر جالب می تونه برای آدم نقش يه خانواده بزرگ رو بازی كنه. ضمن اينكه دوست داشتم بدونم بقيه در باره نوشته های من چه فكری می كنند. الآن كه نزديك يك سال از شروع وبلاگ نويسيم ميگذره حتی دلم نميخواد برای اين پانزده روز از شما خداحافظی كنم.

حالا كه احساس كرديد دوری يه دوست چقدر سخته ، بدونيد كه من هم به اين راحتی ها نميتونم دوريتون رو تحمل كنم.  اگه خدا هنوز هم بخواد ، يه هفته ديگه دارم ميرم حج.

«حقّ علي المسلم إذا أراد سفراً أن يُعلم إخوانه، و حقّ علي إخوانه إذا قدم أن يأتوه... بر گردن هر مسلمان است كه هنگام سفر، دوستانش را آگاه كند و سزاوار است كه آنها هم به هنگام بازگشت او به ديدارش بيايند».

بهتون قول ميدم كه جای هيچ كدومتون خالی نباشه. يه ليست چند صد نفری درست كردم و دارم با خودم می برم كه لااقل چند صد تاشون وبلاگ نويسند! مطمئن باشيد که اسم شما هم هست.البته خيلی هاتون خود وبلاگيد! مطمئنم كه خدا صاحب های وبلاگ ها رو می شناسه. برای دوستانی هم كه تازه عضو پرشين بلاگ بشن دعای مخصوص مي كنم. برای كسانی هم كه برای اين نوشته پيام بذارن يه دعايی ميكنم كه به عقل جن هم نميرسه. حالا ديگه خود دانی…!

حالا دستها را بالا بگيريد تا با مجنون هم پيمانه شويم:

 

مجنون چو حديث عشق بشنيد

اول بگريست پس بخنديد

از جاي چو مار حلقه برجست

در حلقه زلف كعبه زد دست

مي گفت، گرفته حلقه بر در

كامروز منم چو حلقه بر در

گويند ز عشق كن جدايي

اين نيست طريق آشنايي

پرورده عشق شد سرشتم

جز عشق مباد سرنوشتم

يا رب به خدايي خداييت

وانگه به كمال پادشاهيت

كز عشق به  غايتي رسانم

كاو مانَد اگر چه من نمانم

گر چه ز شراب عشق مستم

عاشق تر از اين كنم كه هستم

از عمر من آنچه هست بر جاي

بستان و به عمر ليلي افزاي

 

و يك جرعه هم از دستان سعدي بنوشيم كه:

عاكفان كعبه جلالش به تقصير عبادت معترف كه: ما عبدناك حق عبادتك و واصفان حليه جمالش به تحير منسوب كه: ماعرفناك حق معرفتك. 

ای كريمی كه از خزانه غيب     گبر و ترسا وظيفه خور داری

دوستان را كجا كنی محروم         تو كه با دشمنان نظر داری

 

 
يک آرزو هم می کنم همه با هم آمين بگيم: 

بيا و بغض را ترانه كن ای دوست

بيا و در دل من خانه كن ای دوست

 بيـــا و هر چه كه بودم بـــــبر از ياد

مرا به عشــــق جاودانه كن ای دوست


* شعرهایی که نام شاعر ندارند، یادگار روزهایی هستند که شعر می گفتم. (علی.ش.ق)

تاریخ انتشار: ساعت ۳:٠٦ ‎ق.ظ
۱٦ امرداد ۱۳۸٢
نظر شما ()

لینک دائم مطلب: http://einshinghaf.persianblog.ir/post/60/
دسته بندی: