اما ع.ش.ق
قسم به عشق که داستان دلم با عشق، حدیث شیشه و سنگ است


شعرهايی که نام شاعر ندارند، يادگاری روزهايی هستند که شعر می گفتم





درباره: ع.ش.ق
صفحه نخست
ليست تمام مطالب

آرشيو زمانی:

تیر ٩۳
شهریور ٩۱
اردیبهشت ٩٠
آبان ۸٩
مهر ۸٩
امرداد ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
مهر ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
آذر ۸۱
آبان ۸۱
مهر ۸۱
شهریور ۸۱


مطالب اخیر

  تأثیر نیت در چشمه بودن و چاه بودن
  غیبت امام عصر و پست مدرنیسم
  ترجمه ملمع سل المصانع رکبا تهیم فی الفلوات - سعدی
  ما مخاطب همه آیات قرآنیم
  فرازهایی از عهدنامه مالک اشتر
  اختلاف اصلاح طلبان و حاکمیت به زبان ساده
  تأملی در مورد شعیب ابن صالح و سید خراسانی
  حکم شرکت در مسابقات پیامکی تلویزیون
  لگد کردن پرچم اسرائیل
  شورای امنیت، شورای نگهبان جهان است






RSS


 اشتباه بزرگ...

 

    ادبيات و موسيقی پيوندی عجيب دارند. وقتی يك موسيقی قشنگ می شنويم و وقتی يك شعر قشنگ می خوانيم، چقدر عجيب است كه لذت مشابهی را تجربه می كنيم. بعضی وقتها فكر می كنم اگر تار و پيانو از بهشت به زمين نيافتاده بودند نصفی از هنر، می ماند همان بالاها و آن موقع بود كه اگر شعر خوب هم نداشتيم دست از همه كار می كشيديم و می نشستيم تا دری از آسمان باز شود و يك شاعر يا يك پيانو يا يك كاسه تار بر سر ما بريزند!

   خوشبختانه به خاطر لطف خدا و سابقه خوبی كه نمی دانم چرا نصيب كشور ما شده، ايران يكی از مدعيان موسيق و ادبيات در جهان است و بی شك چنين ادعای بزرگی به پشتوانه پيوند آسمانی ادبيات و موسيقی ممكن است. موسيقی ايرانی از معدود موسيقی های جهان است كه اينقدر وسعت دارد. شايد خيلی از ايرانی ها هم ندانند كه دستگاههای متعدد موسيقی ايرانی خاص خود ماست و اكثر مردم دنيا گوششان عادت كرده به دو سه دستگاه تكراری موسيقی. خلاصه اينكه قدر خود را بدانيم كه خدا به ما حافظ داد و سعدی كه وقتی خيلی عاشق می شويم شعرهايشان را زمزمه كنيم و هم هنری داد بزرگ و منحصر كه گويی مردم ساير كشورها شايستگي بهره گيری از آن را ندارند.

    با اين پشتوانه بزرگ فرهنگی و هنری ، متاسفانه همه ما كم كم داريم به عقب ماندگی و بی بهرگی خود از سابقه درخشان ملی اعتراف می كنيم و شايد به حدی اين موضوع فراگير شده كه در سابقه درخشان خود نيز شك می كنيم.

    وقتی سالهای زيادی از راديو و تلويزيون موسيقی به درد بخور پخش نشود و هر چه كه می شنويم نوارها و سی دی های پر شده به صورت غير قانونی است، حق داريم كه ندانيم موسيقی اصيل چه لذتی دارد؛ چه معرفتی به آدم می دهد... وقتی خيال می كنيم گوش دادن به صدای موسيقی ايرادی ندارد ولی نشان دادن سازها از تلويزيون حرام است (!) حق داريم كه تار را از تنبك تشخيص ندهيم و به جايش با شنيدن كلمه موسيقی ياد خواننده های فراری داده شده و گيتار و جاز بيافتيم. وقتی سالهای سال،  شعر و ادبيات در صدا و سيما مهجور بماند و رابطه فرزندان مملكت با ادبيات ، بشود حفظ كردن شعرهای كتاب درسی برای امتحان و بعد از بيست- سی سال به فكر بيافتيم كه جامعه به برنامه هايی مثل كاروان شعر و موسيقی نياز دارد، حالا حالا ها بايد منتظر باشيم تا از ميان فرزندانمان آدم هنرمند  متعهد پيدا بشود. تا شما بخواهيد موسيقی را از اول اختراع كنيد و بگرديد دنبال شعرهايی كه عشق در آنها نباشد ، ‌ما رفتيم و هر چه آهنگهای نيمه به درد بخور سياوش و صدای نيمه گرم اندی و نوآوری های سطح پايين منصور و ... را به دل بيچاره مان خورانده ايم و مطمئن باشيد كه موسيقی متعهدی كه شما به دنبال آن هستيد ديگر در ما اثر نخواهد كرد و حرفهايتان را نخواهيم فهميد. در محدود كردن موسيقی و فقيراندن ادبيات، به اميد دوری از گناه ،‌ اشتباه بزرگی كرديد كه نتيجه آن دلبستگی فرزندان شما به هنر متوسط غربی است و حالا حالا ها بايد منتظر عقب ماندگی و بی فرهنگ شدن و به گناه افتادن های ناشی از اين اشتباه باشيد.

 در آخر برای اينكه دلهايتان رنجيده نماند،  برويم و مرهمی از دست حافظ بستانيم:

 

من ترك عشق و شاهد و ساغر نمی كنم

 صــد بار توبــه كــردم و ديـگر نمی كنم

 باغ بهشــت و سـايه طوبی و قصـر حور

 بــا خـاك كوی دوســـت بـرابـر نــمی كنم

تـلقين و درس اهـل نظر يك اشارتســـت

 گـــفـــتـم كنـــايــــتـی و مـكــرر نــمی كنم

هـرگـــز نمی شـــود ز سـر خود خبر مرا

 تــا در مـيــان ميـــكده ســـــر بر نمی كنم

ناصح به طعن گفت كه رو ترك عشق كن

 مـحـــتاج جنـــگ نيســـت برادر! نمی كنم

ايــن تـقــوی ام تمــام كه با شـاهدان شـهــر

نـاز و كــرشـــمه بر ســـر منبــر نمی كنم

حافظ! جـناب پير مغان جای دولت اســت

 من تـرك خاك بوسـی ايـن در نمــی كنــم


* شعرهایی که نام شاعر ندارند، یادگار روزهایی هستند که شعر می گفتم. (علی.ش.ق)

تاریخ انتشار: ساعت ٥:٠٩ ‎ق.ظ
٢۱ آذر ۱۳۸٢
نظر شما ()

لینک دائم مطلب: http://einshinghaf.persianblog.ir/post/75/
دسته بندی: