جملات دروغ از قول بزرگان

از آنجا که نشر مطلب در اینترنت از قانون و سرعت خاصی پیروی نمی کند، افراد بسیار زیادی برای رکورد شکنی در دست به دست شدن مطلب ها، ایده های جدید طراحی می کنند. از جمله این ابتکارها، ساختن جملات خوب و بعضا کشکی و نسبت دادن اون به بزرگانی مثل ادیسون، انیشتن، دکتر شریعتی، گاندی، ماندلا و ... است .متاسفانه ما ایرانی ها هم در زود باوری و طعمه این جور بازی ها شدن، به نظرم در جهان اول هستیم و این جور مطالب رو بدون اطمینان با سرعت سرسام آوری به هم Forward می کنیم.

بعد از خوندن مطلب زیر که در مورد دروغ بودن "نامه چارلی چاپلین به دخترش" است، امیدوارم اینجور مسائل رو کمتر باور کنیم و با دقت بیشتر و سرعت کمتری در انتشار مطالب جعلی سهیم بشیم و ترجیحا در جاهای غیر معتبر و به خصوص در offline ها، اسم فرد بزرگی رو در نقل یک جمله دیدیم، به راست بودنش با عینک شک بنگرید...


فرج الله صبا نویسنده و روزنامه نگار کهنه کاری است. او سال ها در عرصه مطبوعات فعالیت داشته و امروز دیگر از پیشکسوتان این عرصه به شمار می رود. داستان این سوء تفاهم که به قول خودش یک نوع خرافه روزنامه نگاری است، برای نخستین بار نیست که از زبان او روایت می شود اما امیدوار است که آخرین بار باشد. آخر حالا سی سالی می شود که چاپلین وبال گردن او شده است.
 

«سی و چند سال پیش در مجله روشنفکر تصمیم گرفتیم به تقلید فرنگی ها ما هم ستونی راه بیندازیم که در آن نوشته های فانتزی به چاپ برسد. به هرحال می خواستیم طبع آزمایی کنیم. این شد که در ستونی هر هفته نامه هایی فانتزی به چاپ می رسید. آن بالا هم سرکلیشه «فانتزی» تکلیف همه چیز را روشن می کرد. بعد از گذشت یک سال دیدم مطالب ستون تکراری شده.

یک روز غروب به بچه ها گفتم مطالب چرا اینقدر تکراری اند. گفتند: اگر زرنگی خودت بنویس! خب ، ما هم سردبیر بودیم. به رگ غیرت مان برخورد و قبول کردیم. رفتم توی اتاق سردبیری و حیران و معطل مانده بودم چه بنویسم که ناگهان چشمم افتاد به گراوری که روی میزم بود و در آن عکس چارلی چاپلین و دخترش چاپ شده بود. همان جا در دم در اتاق را بستم و نامه ای از قول چاپلین به دخترش نوشتم. از آن طرف صفحه بند هم مدام فشار می آورد زود باش باید صفحه ها را ببندیم. آخر سر هم این عجله کار دستش داد و کلمه فانتزی از بالای ستون افتاد. همین شد باعث گرفتاری من طی این همه سال».

بعد از چاپ این نامه است که مصیبت شروع می شود: «آن را نوار کردند ، در مراسم مختلف دکلمه اش می کردند ، در رادیو و تلویزیون صد بار آن را خواندند ، جلوی دانشگاه آن را می فروختند، حتی مرحوم مطهری در مقدمه کتابش «حقوق زن در اسلام» از آن استفاده کرد. هر چقدر که ما فریاد کشیدیم آقا جان این نامه را چاپلین ننوشته کسی گوش نکرد. بدتر آنکه به زبان ترکی استانبولی و آلمانی و انگلیسی هم منتشر شد. حتی در چند جلسه که خودم نیز حضور داشتم باز این نامه را خواندند و وقتی گفتم این نامه جعلی است و زاییده تخیل من ریشخندم کردند که چه می گویی ما نسخه انگلیسی اش را هم دیده ایم!»

صبا ، حالا نمی داند چرا یک ماهی هست که دوباره این قضیه جان گرفته است. از من که می پرسد به سردبیر نگاه می کنم و می فهمم منبع خبرش را لو نخواهد داد. برای همین من هم اظهار بی اطلاعی می کنم تا اینکه صبا می گوید: «به گمانم چون در این انتخابات اخیر یکی از کاندیداها از این نامه استفاده تبلیغاتی کرد دوباره این موضوع باب شده و گرنه چند سالی بود که این موضوع دیگر فراموش شده بود.»

به هرحال فرج الله صبا چوب خلاقیتش را می خورد. چرا که این نامه آنقدر صمیمی و واقعی نوشته شده که حتی یک لحظه هم به فکر کسی نرسیده که ممکن است دروغین باشد.

دروغین؟ اسم این کار را نمی شود جعل نامه گذاشت. مخصوصا آنکه نویسنده خودش هم تا به حال صدهزار بار این موضوع را گوشزد کرده است. اما "وای از آن روزی که این مردم بخواهند چیزی را باور کنند." این را ، فرج اله صبا می گوید.

http://www.chn.ir/news/?section=4&id=1654


 
/ 13 نظر / 169 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساحل نشین

دوست عزیز سلام خوشحالم که وبت رو آپ کردی! به گمونم مدت ها بود خاک می خورد این دفتر مجازی شما... آرزوی من است دیدار دوستان دور یاحق ایمان رضی آبادی

کمرو

بی ربط به پست، مربوط به عنوان: خیال تیغ تو با ما حدیث تشنه و آب است اسیر خویش گرفتی بکش چنان که تو دانی

واسه کسایی که منبع اطلاعاتشان روزنامه و اخبار و نهایتا اینترنت است باور کردن این حرفا چه با سند چه بی سند سخته. راستش بیشتر از مطالب وبلاگتون از آهنگش لذت می برم

آمیتیس

سلام با شنیدن گاه به گاه نوای دلنشین خانه ات زندگی می کنم زیباست [گل]

احسان درگزی

اگر بین واقعیت و حقیقت فرقی بدونیم این جور مطالب که به باور مردم منشینن رو باید یه حقیقت دونست هرچند واقعیت نداشته اما صحبت هائی که از قول چارلی به دخترش نوشته شد یک حقیقت محض بود ولو واقعیت نداشته توضیح اینکه ( واقعیت آنچیزیست که بوقوع پیوسته باشد مثل بت پرستی اما حقیقت آنچیزیست که از حق مسلم می آید مثل خدا پرستی)

امین

به نام خدا سلام درنظرسنجی انتخاباتی ما شرکت کنید.پیشاپیش ممنون یاحق

ملکوت

سلام کم نیست از اینگونه واقعیت های دروغ! چیزایی که جزئی از باورها و مقدساتمون شدن .چند وقت پیش یکی از اساتید فریاد می زد بهار آغاز خوبی است برای شکستن سنتها !

ملکوت

سلام کم نیست از اینگونه واقعیت های دروغ! چیزایی که جزئی از باورها و مقدساتمون شدن .چند وقت پیش یکی از اساتید فریاد می زد بهار آغاز خوبی است برای شکستن سنتها !

سینا

agha fogholadast bloget.... marekast...sheraayi ke mizari mahshare.... merC

میم

سلام بر شما! از نیمۀ اسفند: در بزرگداشتِ مطالعات!