شورای امنیت، شورای نگهبان جهان است

علیرغم اینکه بشریت به خصوص بعد از نتایج منفی قرون وسطی، تلاش کرده است تا ساختار هرمی قدرت را در بین انسان ها کم رنگ کند، به وضوح مشخص است که هنوز اندیشمندان و سیاست مداران نتوانسته اند سیستم مدیریتی کلانی را پیشنهاد دهند که قدرت تصمیم گیری به صورت مساوی بین انسان ها تقسیم شود و سیستم توزیع قدرت هرمی همچنان کارآیی و فواید و مضرات خود را حفظ کرده است. این وضعیت را در درون گروه های کوچک جامعه گرفته تا کشورها و در بالاترین نوع آن در حد بین المللی و در شورای امنیت شاهد هستیم.

در توزیع قدرت هرمی شکل، در مواقعی که اختلاف نظر در پایین دست پیش بیاید، قدرت های بالادست مسئول تصمیم گیری و اعلام نظر نهایی هستند.

در کشور ما یکی از نهادهای قدرتی که فواید و مضرات تمرکز قدرت را دارد، شورای نگهبان است. به این صورت که اگر نمایندگان تمام مردم قانونی را تصویب کردند، شورای نگهبان اجازه دارد با معیارهایی که نمایندگان تخصص آن را ندارد، قانون را سنجیده و در صورت صلاحدید آن قانون را لغو یا تایید کند و انتظار می رود که تمام مردم و نمایندگان آنها، به دلیل از پیش پذیرفتن این سیستم، در برابر وتو کردن های شورای نگهبان متعجب یا معترض نگردند.

نمونه این وضعیت در انتخابات سال 88 رخ داد و شورای نگهبان که ناظر سلامت انتخابات بود، در مورد صحت برگزاری انتخابات نظراتی را اعلام کرد که بسیاری از مردم متعرض آن شدند. ولی اصول گرایان و افرادی که به سیستم هرمی قدرت به عنوان یک اصل خدشه ناپذیر می نگرند، اصرار داشتند که اگر کاندیداها به عملکرد نظارتی شورای نگهبان اطمینان نداشته اند، اصلا نباید در انتخابات وارد می شدند و اگر وارد شدند، دیگر حق اعتراض به آن سیستم را ندارند.

پس از تصویب قطعنامه چهارم شورای امنیت علیه ایران، و موضع گیری های تکراری آقای احمدی نژاد و مسئولان مملکت در برابر آن و کاغذپاره خواندن و پشیز خواندن و بی ارزش خواندن قطعنامه ها و حق وتوی شورای امنیت، این سوال به ذهنم رسید که اگر مسئولان کشور ما ساختار قدرت جهانی را که در سازمان ملل متجلی می شود و در راس قدرت بودن مجمعی به نام شورای امنیت که حق اظهار نظر نهایی و وتو کردن دارد را قبول ندارند، چرا ما اصلا در سازمان ملل و حتی در جلسه شورای امنیت حضور و عضویت داریم و چرا قبل از تشکیل جلسه شورای امنیت، سازمان ملل را ترک نمی کنیم؟ چطور است که وقتی شورای امنیت استفاده بمب های شیمیایی اسرائیل را محکوم می کند خوشحال می شویم ولی وقتی علیه ایران قطعنامه صادر می کند آن را کاغذپاره می خوانیم؟

از اصول گرایانی که اعتراض اصلاح طلبان به عملکرد شورای نگهبان را علامت نفاق قبل و بعد از انتخابات می دانند و با تعجب فراوان می پرسند که کاندیداهای معترض اگر به شورای نگهبان اعتراض داشتند چرا کاندیدا شدند، می پرسم که اگر قطعنامه شورای امنیت علیه ایران تصویب نمی شد، آیا آن قطعنامه بازهم کاغذپاره بود و یا سند رسوایی آمریکا و زورگویان جهان بود و آیا مسئولان کشور که منتظر نتیجه نهایی رای گیری شورای امنیت بودند تا موضع مثبت یا منفی بگیرند، منافق هستند؟

غرض من از نوشتن این متن مقایسه شورای نگهبان با زورگویان و ظالمان جهان در شورای امنیت نیست. بلکه می خواستم نشان دهم که انسان ممکن است به امیدی در یک مجمع یا ساختار اجتماعی یا جهانی وارد شود، ولی وقتی دید که عملکرد آن مجموعه بر خلاف حق است، به آن اعتراض کند و عملکردش را نپذیرد و این موضوع یک اتفاق بسیار ساده و عقلانی است. یعنی همان کاری که مسئولان کشور ما در برابر کاغذپاره های شورای امنیت انجام دادند و همان کاری که کاندیداهای معترض به عملکرد شورای نگهبان انجام دادند.

/ 7 نظر / 24 بازدید
جویای حقیقت

انسان برای قضاوت در امور وقتی چهارچوب فکری محکمی نداشته باشد،تحت تاثیر تبلیغات و شایعه ها قرار میگیرد و عقلانیتش به انحطاط می رود.منتظر حضور شما در وبلاگم برای بحث در مورد کلیات فلسفی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی هستم.التماس دعا

علی

تحلیل خوبی بود

حامد

جالب بود؛ نه؟ پس تا مقاله بعد!

حامدشيخ پور

نكته اي كه كسي از آقاياني كه به اعتراض معترضين به نظر شوراي نگهبان معترض بودند به آن اشاره اي نمي كند اين است كه: در هر منازعه اي، داور لزوماً بايد مرضي الطرفين (مورد رضايت دو طرف) باشد در حالي كه اصلاح طلبان مي گفتند ما شوراي نگهبان را به عنوان داور نهايي قبول نداريم و آقايان مي گفتند بايد طبق قانون قبول داشته باشيد. در حالي كه خود قانون بر مرضي الطرفين بودن قاضي تأكيد ويژه دارد.

محمد و

کلی عرض می کنم، هر چند که فکر می کنم نظرم را سانسور می کنی! علی آقا بی فایده است متاسفانه حامیان حکومت مثل لشکر عمر و سعد شده اند و به نظر من لقمه حرام آنها را به این روز انداخته است! به هر حال ساندیسی که از بیت المال (همگانی) تهیه می شود و به عده محدودی می رسد، اثراتی دارد! یا مثلا این پوسترهایی که هرسال از پول بیت المال با آن اسم سال تعیین می کنند و هر ده متر یکی می چسبانند، تو خیال می کنی ساکنان حلبی اباد راضی اند؟ شاید بگویی مردم خودشان رای داده اند به مجلس و مجلس بودجه برای تبلیغات تعیین کرده!! اما سئوال اینجاست که کدام مجلس؟ مجلسی که مردم عادی انتخاباتش را تحریم کردند؟ وگر نه ظلمی که بر این ملت رفت، اظهر من الشمس است

دیوانه ای از قفس پرید

هزار دلیل وجود داره برای اینکه ظلمی رو ببینی و اثبات کنی اما برای کسی که خودش می خواد ببینه . نه کسی که از عمد چشم ها و گوش هاش رو بسته و ترجیح میده که اونور تر از نوک دماغش رو نبینه البته گاهی ترجیح میدن که همون دماغ رو هم نبینن چون دود ظلم همیشه حتی نزدیکتر از این حد به آدمه