درس عبرت از لبنان

آزادی سمیر قنطار و سایر اسیران لبنانی که به طور گسترده از تلویزیون پخش شد، خیلی برایم خوشحال کننده و در عین حال عبرت آموز بود.

من چند ماه پیش سخنرانی سید حسن نصرالله رو در باره آزادی قریب الوقوع سمیر قنطار دیده بودم و مطمئن بودم که سیاست "وعد صادق" سید حسن، به این راحتی خدشه دار نمیشود. سیاست "وعد صادق" یک حربه جدید در دنیای سیاسته که به جای رجزخوانی و شانتاژ و پشتیبانی تبلیغاتی، روی نقاطی دست گذاشته میشود که از حصول آنها اطمینان کامل وجود داشته باشد و به این ترتیب نیازی به پشتیبانی تبلیغاتی و رسانه ای ندارد. از این رو وعده های سید حسن نصرالله که همه میدانند در مکتب وعد صادق بزرگ شده است، بسیار جدی هست و مثلا اگر کار به تهدید سیاسی و نظامی بکشد، حرف های او از طرف دشمنان به شدت جدی و خطرناک تلقی میشود.

از مجموعه جریانات تبادل اسراء و جشن های پیروزی لبنان، دو مورد عبرت آموز به ذهنم رسید که امیدوار بودم در ایران هم همین وضعیت را می داشتیم. اما متاسفانه زمان طولانی ای رو برای رسیدن به این وضعیت پیش بینی می کنم.

1- سیاست "وعد صادق" اگر کمی در بین سیاست مداران و همچنین کارگزاران اجرایی مملکتی رونق پیدا بکند، نیاز به این همه شانتاژ های تبلیغاتی از طرف رسانه ها و مسئولان نداریم. سید حسن اگر چیزی بگوید یا قولی بدهد، کسی به آن شک نمی کند. اما در ایران هیچ کسی اولا جرأت نمی کند قول صد در صد بدون خدشه به مردم بدهد و بدتر اینکه اگر چنین جرأتی هم باشد، مردم تا قبل از عملی شدن آن، روی آن حسابی باز نمی کنند.

سیاست های شعار محور و بدون عمل در کشور ما اینقدر زیاد است که اگر به طور فرضی، صدا و سیما به مدت یک هفته خلأ های کشور را با کلک های رسانه ای پوشش ندهد، خیلی چیزها به هم می ریزد... اما برای طولانی مدت اگر سطح آگاهی مردم بالاتر برود، حتما باید فکر دیگری کرد.

2- سمیر قنطار از نظر سیاسی وابسته به حزب کمونیست لبنان است. لبنان به این کوچکی فرقه های متعدد سیاسی دارد که به شدت با نظرات همدیگر مخالف هستند و برخی از تبعات این مخالفت را هم در ماه های اخیر در تشکیل کابینه لبنان دیدیم. اما بسیار واضح است که اگر این سطح از اختلاف عقاید در ایران وجود داشت، حداکثر در عرض یک هفته، جنگ داخلی و تسویه حساب های جانی و مالی و سیاسی و ... صورت می گرفت و دوباره به همین یکدستی نسبی فعلی بر می گشتیم. سید حسن نصرالله به عنوان رهبر حزب الله آنچنان از سمیر قنطار حمایت می کند که سمیر، اورا رهبر و معلم و مقتدای خود می داند و در عین حال از نظر سیاسی وابسته به حزب کمونیست است.

در کشور ما هر کسی که در ظاهر پابند به تمام اصول انقلاب اسلامی نباشد باید کار غیر دولتی بکند و برای ورود به تمام عرصه های دولتی حتما باید امضا بدهد که به تمام اصول انقلاب اعتقاد قلبی دارد. من خودم به اصول انقلاب و از همه مهم تر به ولایت فقیه اعتقاد دارم و برای گسترش اعتقاداتم تلاش و تبلیغ می کنم. اما وقتی می بینم کشور مثل لبنان با این همه انشعاب های سیاسی مخالف همدیگر، و با این همه دشمن داخلی و خارجی، کابینه ای از تمام احزاب تشکیل می دهد و در سطح جهانی و داخلی و ... پیروزی های بزرگی مثل همین آزادی سمیر قنطار به دست می آورد که علیرغم نظرات سیاسی خود اینگونه به سید حسن احترام و محبت دارد، به سالم نبودن سیستم فیلتر اعتقادی در کشور خودمان یقین پیدا می کنم.

زندگی شخصی مردم بهتر است که با آموزش های اسلامی همراه باشد تا انسان ها با بهره گیری از آموزه های اخلاقی و نورانی اسلام، زندگی اخلاقی تر و رفتار سالم تری داشته باشند. اما در دید کلان و حکومت داری، آنچه که مورد نیاز است، خروجی مدیریتی کشور است. به عنوان مثال اگر یک فرد بی نماز که به ولایت فقیه هم اصلا اعتقاد ندارد، توانست اقتصاد ایران را به گونه ای مدیریت کند که مردم بدبخت از زیر بار گرانی خلاص شوند، چرا نباید به او در قالب یک سیستم کنترل شده مجال کار داد؟ سیستم سالم آن است که از پتانسیل کاری این فرد در راستای اعتلای کشور بهره برده شود، اما مثلا من به عنوان یک فرد معتقد به یک سری اصول، او را به عنوان یک دوست نزدیک خانوادگی بر نمی گزینم. هرچند که او را صالح ترین وزیر برای بازرگانی می دانم.

مردم لبنان به همدیگر نسبت دشمن و عامل نفوذی دشمن نمی دهند و به جای خط کشی های قرمز دور احزاب، کابینه ای از تمام احزاب تشکیل می دهند و با هم برای لبنان کار می کنند. شک ندارم که اگر حق دخالت ما ایرانیان در مدیریت لبنان بیش از وضعیت کنونی بود، به جز حزب الله به هیچ کسی حق حرف زدن و تصمیم گیری نمی دادیم. سید حسن، هرچند که از آموزه های انقلاب اسلامی بهره های فراوانی برده است و خود را شاگرد و بیعت کننده با رهبر عزیز ما ایرانیان می داند، اما در بزرگ دلی و بزرگواری نسبت به انسان هایی با عقاید متفاوت، محدوده های خیلی وسیع تری از انسان ها را پوشش می دهد و از این نظر نسبت به ما ایرانیان، به پیامبر اسلام (رحمة للعالمین) شبیه تر و نزدیک تر است.

/ 8 نظر / 14 بازدید
منتظر کوچولو

سلام من هر کاری می کنم باز هم نمی تونم آدمی بشم که از سیاست چیزی بفهمه[نیشخند] وبلاگ مفیدی دارید نوشته ی "هر کرده جزایی دارد" شما رو پسندیدم[دست][دست][گل] موفق باشید[گل][خداحافظ]

قلی

یا شیخ تو هم به سیم آخرزده ای؟ از دوستی با تو خوشحالم

ّپ.سپید

من با شما موافقم.هم در مورد این مطلب و هم مطلب قبلی.خیلی جای تاسف داره که علی(ع) فقط در حرف و شعار ها نمایش داده میشه.اینجا که بیشتر ما شیعه ی علی(ع) هستیم.کاش شما همینطور منطقی و صریح ادامه بدین.(و شعر هم بذارین[شوخی])

Mojtaba

ghesmate ziadi az harfhat baham tazad daran doost e aziz [چشمک]

مهسا(آرامش)

سلام من از سایت طراحی صنعتی ایرانی باهاتون آشنا شدم امسال کنکور دادم رتبم 226 شد. میخوام برم طراحی صنعتی دارم از سایتتون استفاده میبرم اگر میشه به من بگید از کجا باید طراحی های جهانی رو ببینم؟یه گالری بزرگ از طراحی ها...و وبلاگتونم از امروز میخونم...

مریم

سلام...دوباره شعرم آمد!

محدثه

من در این جا هستم و دلم آشوب است و ندانم کان چیست انچه از این اشعار بر عمق روانم جاری است حداکثر سعیمو کردم که احساسمو مودبانه و شعر گونه بنویسم . هرچند انتقادهای سیاسیتون کاملا با معیار های ذهنی من مطابقت داره ولی سیاست پدرومادر نداره کاش نوشتن شعر رو در وبلاگتون ادامه می دادید خواهرم هر از چندگاهی هوای وبلاگ شما به سرش می زنه و من هم از این تجدید دیدار بی نسیب نمی مونم . موفق باشید یا علی مددی