کوچه آه

هی پاک می کنم
دوباره می آيند
چه را و چرا؟
بخارهای شيشه دل را !

هی پاک می کنم که تو هم بين عابران
از کوچه قشنگ پر از آرزوی ما
يک بار بگذریwindow.jpg

گنجشک مهربان!
با ما که قهر کرده ای اما صبور باش
از باغ های همين دور و بر
يک روز
می آيد عابری که از سر راهش نمی پری...




بيچاره پشت شيشه دلم آه می کشد
از آسمان کوچه ما اشک می چکد
از آه من به روی شيشه غبار است و آرزو
فرياد آسمان به نگارم نمی رسد...



اينم يه طرح از برادرم

/ 50 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
hamideh

بغضمان هر روز سنگينتر ميشود...کاش ميدانستيم کجا بايد بشکند....

سلام

خيلی خوب بود به ما هم سر بزن

خيبرشکن

سلام ... معمولا کم پيش مياد بابت نديدن وبلاگی ناراحت باشم ... ولی جدا کمی حالم گرفته شد که چرا اينجا رو دير پيدا کردم ... مخصوصا وقتی صاحب وبلاگ هم محله هم باشه !!! به ما که گفتند تو مسجد امام خمينی ميشه پيداتون کرد ...ولی هنوز نديديمتون .... ولی خدايی بسيار زيبا می نويسيد ... از اول امسال رو خوندم ... يا علی

خاطره

کسی می آيد کسی که مثل هيچ کس نيست

faezeh

چند جرعه هنوز فرصت هوشياری هست . چند لحظه هنوز فرصت بيداری هست . پنجره منظره نيست ليک بي پنجره دل کدام منظره عشق به تصوير آيد؟ بی گمان بايد رفت پشت اين پنجره ها با وضويی که زاشک چشم است و خلوصی که خدا نيز بخواند دل را اينک است لحظه ديدار ولی دست در دست خدا به سراغ دل خود بايد رفت چشم در چشم خدا سخن از عشق هنوز بايد گفت.

un known

ای کاش معجزه بشه!!!.

دریا

salam doste aziz.ghalame ravan va zibai dari.webloget ham khili khili ziba va aramesh bakhshe.movafagh bashi