شنیدن کی بود مانند دیدن

ادامه تحصیل در خارج از کشور یکی از موضوعاتی است که بعضی ها از سال اول دانشگاه و بعضی ها در سال های آخر و بعضی ها از بچگی بهش فکر می کنند.

هرچند که پس از تحصیل فوق لسیانیس در دانشگاه تهران تا حد زیادی احساس کمبودهای علمی و عملی در دانشگاه های ایران رو نسبت به دانشگاه های سایر کشورها قبول دارم، اما احساس حقیقی من اینه که هیجانی که خیلی ها (توجه: خيلی ها با همه فرق دارد) برای تحصیل خارج دارند تا حد زیادی ناشی از حس کنجکاوی و بعضا مخلوط با تفریح و خوشگذرانی است  و کسب بقيه علومی که در ایران نیست، برای این عده در حد یک بهانه است که در بستر اون  به چند خواسته به طور یکجا دست پیدا می کنند.

 دوست عزیزی دارم که از سال های اول دانشگاه آمار بسیاری از دانشگاه های جهان رو برای ادامه تحصیل در دست داشت و به طور دائم با دانشجویان و مسئولان و فارغ التحصیلان دانشگاه های مختلف در ارتباط بود و به نظرم از معدود افرادی است که واقعا برای کسب علم به دنبال این قضایا بود و هیچ وقت نمی شد از تو چشمش خوند که برای کنجکاوی یا تفریح دنبال خارج رفتن باشه و از دید موافقان خارج رفتن این دوست من یک مثال خوب برای جواب دادن به شبهه های من در مورد بدبینی نسبت به خارج رفتن بود.

این بخشی از اولین مکالمه من با این دوست پس از یک ترم تحصیل در ...(یکی از بهترین کشورها و دانشگاه ها) هست که به نظرم به خاطر صداقتش به بالاترین موفقیت های علمی و عملی دست پیدا خواهد کرد:

... ولي علي همون بهتر که خارج پارج نيومدي
هيچ جا ايران نميشه
فقط مشکل ايران اينه که
ما بلد نشديم چطوري توش از زندگي لذت ببريم
حالا اومده دستم حسابي
بذار برگردم بزنيم تو خط صفا
- خیلی به نتيجه جالبی رسیدی
 شوخي نميکنم
 جدي ميگم اين رو
- می دونم. اینکه به این زودی به این نتیجه رسیدی برام جالبه
 ميدوني... زود و دير نداره
بسته به تفکر خود آدمه
بعضي ها ديگه حاضر نيستن به ايران فکر کنن
 اونها منظورشون از کيف زندگي ديسکو و اينهاست
همون بهتر که بمونن اينجا
ولي براي من کيف زندگی تو ايرانه
بابا تو ايران اين همه نعمت هست
من خيلي غصه ميخورم که چرا تو اين 24 25 سال استفاده نکردم
ولي جلو ضرر رو از هر جا بگيري منفعته

/ 13 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وفا

و من دارم خودم را مي کشم که دانش آموزانم از ايراني بودنشان خوششان بيايد. و دارم خودم را تکه پاره مي کنم که از آن چه دارند لذت ببرند...

اوا

جالب بود. ما که می خواهيم ايران بمونيم ولی دوستم که رفته بهش سخت می گذرد با اين که با همه ی خانواده رفتن. حالا محرم و رمضان رو هيچ جای دنيا صفای ايران رو نداره. روزای برفی و کمک به همديگه رو هيچ جا مثل ايران نداره. اما ای کاش اينجا هم بهتر می شد. راستی چه جوان تحصيل کرده ی خوبی شما شغل و خونه هم دارين؟ موفق باشيد.

anonymous

zemne inke ba nazarate delaviztarin movafegh hastam va dige niazi be tekrareshoon nemibinam mikhastam khedmate ava khanom arz konam ke dooste aziz dige khabari az komek be hamdige az roozaye barfi vojood nadare, in tavahomi bish nist ke ma irania fekr mikonim bahaltarin va ba atefe tarin mardomaye donya hastim, pedare man vasate yeki az jadehaye in mamlekate kharab shode joon dad dar halike ye machine shakhsi vaynastad ke bebaradesh bimarestan, age ye roozi irania atefei ham dashtan dige emrooz nadaran be alaveye kheyli chizaye digei ke nadaran

پژوهنده

درس خوندن در ایران مشکلات خودش رو داره، فنی که مثلا آخرشه رو که با چشم ِخودمون دیدیم. اما زندگی رو موافقم، برای امثال ماها ایران بهتره. کلا این موضوعی هست که نسبی ه، این همه مطلق نگری و صفر و یک کردن نداره، خوبی و بدی رو توامان داره؛ اونی برده که موضوع رو بهینه کنه

rokhy

حالا اون یه چی گفت

صوفی

سلام علی آقا. علی آقا يه شعر نمی گی فراخوره اين ايام؟! التماس دعای شديد.

گمشده

آره منم قبول دارم بعضی ها با خيلی ها فرق داره برای چشم و شکم و خيلی چيز های ديگگه می رن

محسن

سلام البته شما یک نمونه رو مورد برسی قرار دادی. اون نمونه فردی بوده که در ایران فقط درس خونده و بعد که رفته اونور ( نست به موقعیت من باید گفت این ور ) افتاده تو کار خوشگذرانی. بنده هم مثال هایی دارم از حالت عکس این قضیه ( کسی که تو ایران دنبال خوشگذرانی بوده و رفته اون ور سرش رو کرده تو کتاب ) و حالات بینابین هم زیاده. " هیجانی که خیلی ها (توجه: خيلی ها با همه فرق دارد) برای تحصیل خارج دارند تا حد زیادی ناشی از حس کنجکاوی و بعضا مخلوط با تفریح و خوشگذرانی است و کسب بقيه علومی که در ایران نیست، برای این عده در حد یک بهانه است که در بستر اون به چند خواسته به طور یکجا دست پیدا می کنند. " با این حرفت به شدت موافقم و فکر نمی کنم در صورتی که ادم از خط قرمزهای خودش رد نشه اشکالی بهش وارد باشه. در نهایت این پستت مثل حرف های هاشمی رفسنجانی 8 پهلو بود که هر کی می تونه از ظن خودش یارش شه به ما سر بزن ...

محمد

علی جون من که از این بلاگت به این نتیجه رسیدم که اگه میخوام زندگی کنم حتی تو ایران برم و برگردم بهترین کاره تا هم خودم یاد بگیرم همبتونم به بقیه یاد بدم چجوری از زندگی لذت ببرند.

هادی حاجی بیگی

علی جون من اینطوری تو چت نگفتم که تو اینجا منعکس کردی....[شوخی]